معنی لبیب

لبیب
معادل ابجد

لبیب در معادل ابجد

لبیب
  • 44
حل جدول

لبیب در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

لبیب در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بخرد، خردمند، دانشمند، عاقل، فهمیده،

    (متضاد) جاهل
فرهنگ معین

لبیب در فرهنگ معین

  • (لَ) [ع.] (ص.) خردمند، دانا.
لغت نامه دهخدا

لبیب در لغت نامه دهخدا

  • لبیب. [ل َ] (ع ص) خردمند. ج، اَلِبّاء. (منتهی الارب). عاقل. بخرد. دانا:
    ستمگران را چون جایگه چنین باشد
    ستمگری نکند مردم لبیب و فهیم.
    سوزنی.
    لب شیرین لبان را خصلتی هست
    که غارت میکند لب لبیبان.
    سعدی.
    گر نخواهی نکس پیش این طبیب
    بر زمین زن زود سر را ای لبیب.
    مولوی.
    وای از آن پیران طفل ناادیب
    گشته از قوت بلای هر لبیب.
    مولوی.
    - ادیب لبیب، ادیب بخرد و دانا.
    || لازم گیرنده کاری را. (منتهی الارب). || مرد محرم. قاله ابن درید و انشد:
    فقلت لها غنی الیک فاننی
    حرام و انی بعد ذاک لبیب. توضیح بیشتر ...
  • لبیب. [ل َ] (اِخ) (الشیخ) عبداﷲ الملقب باللبیب بن العلامه عبدالحکیم بن شمس الدین السیالکوتی الهندی. او را حاشیتی است بر تلویح سعدالدین تفتازانی. (معجم المطبوعات ج 2 ص 1587). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لبیب در فرهنگ عمید

نام های ایرانی

لبیب در نام های ایرانی

  • پسرانه، عاقل، خردمند
فرهنگ فارسی هوشیار

لبیب در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بخرد: خردمند (صفت) عاقل خردمند بخرد جمع: الباء: لب شیرین لبانرا خصلتی هست که غارت میکند لب لبیبان. (سعدی لغ. ). توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

لبیب در فرهنگ فارسی آزاد

  • لِبَیب، عاقل، خردمند (جمع: اَلِبّاء)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید