معنی لذیذ

لذیذ
معادل ابجد

لذیذ در معادل ابجد

لذیذ
  • 1440
حل جدول

لذیذ در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

لذیذ در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خوش‌خوار، خوش‌طعم، خوشمزه،

    (متضاد) بدمزه
فرهنگ معین

لذیذ در فرهنگ معین

  • (لَ) [ع.] (ص.) گوارا، خوشمزه. ج. لذائذ.
لغت نامه دهخدا

لذیذ در لغت نامه دهخدا

  • لذیذ. [ل َ] (ع ص) بامزه. (منتهی الارب). خوش خوار. خوش خواره. خوشمزه. مزه ناک. (دهار). مزه دار. خوش خوراک. خوش. خوش طعم:
    آن خوشه بین فتاده بر او برگهای سبز
    هم دیدنش خجسته و هم خوردنش لذیذ.
    بشار مرغزی.
    لذت علمی چو از دانا به جان تو رسد
    زان سپس ناید بچشمت لذت جسمی لذیذ.
    ناصرخسرو.
    هرچه زان تلختر اندر حق من خواهد گفت
    گو بگو زان لب شیرین که لطیف است و لذیذ.
    سعدی.
    خوان بزرگان اگر چه لذیذ است خورده ٔ انبان خود بالذت تر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لذیذ در فرهنگ عمید

  • خوشمزه، گوارا،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

لذیذ در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

لذیذ در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

لذیذ در فارسی به انگلیسی

  • Ambrosial, Delectable, Delicate, Delicious, Flavorful, Luscious, Mouthwatering, Sweet, Tasty, Toothsome. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

لذیذ در فارسی به عربی

عربی به فارسی

لذیذ در عربی به فارسی

  • لذیذ , با سلیقه (درست شده) , خوش ذوق , باذوق , خوشمزه , باسلیقه تهیه شده , خوش طعم , گوارا , مطبوع , باب دندان , دندان مز. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

لذیذ در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بامزه، خوش خوار، خوش طعم، گوارا
فرهنگ فارسی آزاد

لذیذ در فرهنگ فارسی آزاد

  • لَذِیذ، پر لَذَّت، خوشمزه (جمع: لُذّ، لِذاذ)،
فارسی به ایتالیایی

لذیذ در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه