معنی لیس

لیس
معادل ابجد

لیس در معادل ابجد

لیس
  • 100
حل جدول

لیس در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

لیس در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

لیس در فرهنگ معین

  • (اِ.) قسمی بازی و قمار با پول.
  • (ری. اِمص. ) لیسیدن: لفت و لیس، (ص فا. ) در ترکیب به معنی لیسنده آید: کاسه لیس. [خوانش: (لِ زِ) [انگ. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

لیس در لغت نامه دهخدا

  • لیس. [ل َ س َ] (ع فعل) نیست. فعلی است غیرمنصرف نافی حال. خلیل میگوید: این کلمه مرکب از لا و «ایس » باشد. و رجوع به ایس شود. مقابل ایس: لیس فی جبتی سوی اﷲ. لیس فی الدار غیره دیار. توضیح بیشتر ...
  • لیس. [ل َ ی َ] (ع اِمص) دلیری. || بی خبری. || فروگذاشت. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • لیس. (ع ص، اِ) ج ِ الیس. (منتهی الارب).

  • لیس. (اِ) قسمی بازی و قمار با پول. || در اصطلاح و تداول مردم قزوین، سنگی صاف و نازک قدر بدستی که اطفال در بازی جوز، جوزها را از درون خطی دایره شکل با پرتاب کردن آن بیرون کنند و گاه بدون جوز با دو لیس بازی آغازند و این اخیر را «لیس پشت لیس » نامند. توضیح بیشتر ...
  • لیس. (اِمص) اسم و ریشه از لیسیدن.
    ترکیب ها:
    - کاسه لیس. کون لیس. لفت و لیس.
    || (اِ) لیس پرده. رجوع به لیس پرده شود. || (پسوند) مزید مؤخر امکنه، چون: تفلیس. بدلیس. الیس. توضیح بیشتر ...
  • لیس. (اِخ) (یوم الَ. ) و یوم فس ّالناطف علی الفرس از جنگهای عصر اسلام. (مجمع الامثال میدانی). توضیح بیشتر ...
  • لیس. (اِخ) ویلیام ناسو. مستشرق ایرلندی. کتب ذیل به سعی وی نشر یافته است: تاریخ الخلفاء سیوطی. نوادر قلیوبی. قرآن با تفسیر. کشاف عن حقایق التنزیل زمخشری. فتوح الشام واقدی. فتوح الشام ازدی بصری. کشاف اصطلاحات الفنون تهانوی. نخبهالفکر فی مصطلح اهل الاثر از ابن حجر عسقلانی. (معجم المطبوعات ج 2). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لیس در فرهنگ عمید

  • لیسیدن،

    لیسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کاسه‌لیس،
فارسی به انگلیسی

لیس در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

لیس در فارسی به عربی

عربی به فارسی

لیس در عربی به فارسی

گویش مازندرانی

لیس در گویش مازندرانی

  • صاف کردن محلپ پرورش بذر – صاف کردن زمین کشاورزی
فرهنگ فارسی هوشیار

لیس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • قسمی بازی و قمار با پول
فرهنگ فارسی آزاد

لیس در فرهنگ فارسی آزاد

  • لَیسَ، نیست، مثل افعال ناقصه، رافِع اسم و ناصب خبر است، گاهی باء به تاکید در اول خبرش آید: لَیس علی اللهِ بعزیز،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب