معنی مالیات

مالیات
معادل ابجد

مالیات در معادل ابجد

مالیات
  • 482
حل جدول

مالیات در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مالیات در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باج، جزیه، خراج، ساو، عوارض
فرهنگ معین

مالیات در فرهنگ معین

  • پولی که دولت برای کارهای عمومی و اداره کشور از مردم می گیرد، تاکس، باج، خراج. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مالیات در لغت نامه دهخدا

  • مالیات. (از ع، اِ) باج و خراج. (ناظم الاطباء). ج ِ مالیه. وجوهی که مأموران دولت برحسب قانون از صاحبان املاک، اراضی، مستغلات و غیره گیرند. باج. خراج. ارتفاع. (از فرهنگ فارسی معین). سهمی است که بموجب اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات هریک از سکنه ٔ کشور موظف است که از ثروت و درآمد خودبمنظور تأمین هزینه های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور بقدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مالیات در فرهنگ عمید

  • پولی که دولت از اشخاص و مؤسسات می‌گیرد،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

مالیات در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

مالیات در فارسی به انگلیسی

  • Dues, Duty, Farm, Impost, Tax, Taxation, Value-Added Tax
فارسی به ترکی

مالیات در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

مالیات در فارسی به عربی

  • اسکتلندی، ضریبه، فرض، نظام ضریبی، إتاوهٌ
تعبیر خواب

مالیات در تعبیر خواب

  • ۱ـ اگر خواب ببینید مالیات می پردازید، نشانه آن است که با رفتار منطقی خود تأثیرات بدی که بر اطرافیان گذاشته اید، از بین خواهید برد.
    ۲ـ اگر خواب ببینید دیگران مالیات می پردازند، نشانه آن است که ناچار می شوید از دوستان خودکمک و یاری بگیرید. توضیح بیشتر ...
  • خواب مالیات: مجبور خواهید شدکه دست به فداکاری بزرگی بزنید.
    مالیتهایتان را می پردازید: بستگان شما خسیس هستند.
    شما توانائی پرداخت مالیاتهایتان را ندارید: ۱- ضررمالی ۲- یک کار سخت در پیش دارید.
    شما مامور مالیات هستید: حق دارید که مغرور باشید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

مالیات در فرهنگ فارسی هوشیار

  • باج و خراج، سهمی است که بموجب اصل تعاون و بر وفق مقررات هر یک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و در آمد خود بمنظور تامین هزینه های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور بقدر قدرت و توانائی خود بدولت بدهد. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

مالیات در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

مالیات در فارسی به آلمانی

  • Bestreuen, Strapazieren, Streue (f), Besteuerung (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید