معنی مالیه

مالیه
معادل ابجد

مالیه در معادل ابجد

مالیه
  • 86
حل جدول

مالیه در حل جدول

  • اداره دارایی قدیم
مترادف و متضاد زبان فارسی

مالیه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دارایی، پول‌نقد، ثروت، سرمایه، مستغلات، ملک
فرهنگ معین

مالیه در فرهنگ معین

  • (ص نسب. ) مؤنث مالی، (اِ. ) وجه نقد و املاک و مستغلات. [خوانش: (یِّ) [ازع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مالیه در لغت نامه دهخدا

  • مالیه. [لی ی َ / ی ِ] (از ع، ص نسبی) مؤنث مالی. || (اِ) پول و وجه نقد و دولت و ثروت. (ناظم الاطباء). وجه نقد و املاک ومستغلات. ثروت. خواسته. (فرهنگ فارسی معین): چون مالیه ٔ ایشان خاص دارالخلافه بوده می تواند بودکه آن طایفه را بدین جهت عباسی گویند. (عالم آرا).
    - مالیه ٔ دولت، گنج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به گنج شود.
    || محصول و ارتفاع ملک. (ناظم الاطباء). || مالیات. (ناظم الاطباء): و وجوه مالیه ٔ اصناف اصفهان و مدد خرج مهمانان که سه هزار تومان می شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مالیه در فرهنگ عمید

  • مربوط به‌ مال،
    (اسم) [منسوخ] = دارایی
    (اسم) [منسوخ] امور مالی،
    (اسم) [قدیمی] کالا،
    (اسم) [قدیمی] مالیات،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مالیه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مالیه در فارسی به عربی

  • خزینه عامه، مالیه
فرهنگ فارسی هوشیار

مالیه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پول و وجه نقد، دولت و ثروت
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب