معنی مامان

مامان
معادل ابجد

مامان در معادل ابجد

مامان
  • 132
حل جدول

مامان در حل جدول

  • دوست داشتنی و زیبا
مترادف و متضاد زبان فارسی

مامان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ام، مام، مادر، ننه، والده، بابا، پاپا، پدر، ناز، ناب، قشنگ، مامانی، مطلوب، دوست‌داشتنی،
    (متضاد) بابا، پاپا، پدر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مامان در فرهنگ معین

  • (اِ. ) (در زبان کودکان) مادر، (ص. ) در تداول فارسی هر چیز خوب و قشنگ. [خوانش: [فر. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مامان در لغت نامه دهخدا

  • مامان. (فرانسوی، اِ) در زبان اطفال، نه نه. مادر. و به این معنی مأخوذ از فرانسه است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ظاهراً مأخوذ از فرانسوی است. کودکان اروپائی مادر خود را چنین خطاب کنند و اکنون بیشتر بچه های شهری ایران نیز مادر خود را مامان می نامند. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده). || (اصطلاح فاحشه خانه ها) مردان رفیقه های خودرا مامان خطاب کنند و روسپیان خانم رئیس و سردسته ٔ خود را مامان گویند. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مامان در فرهنگ عمید

  • مادر،

    (صفت) [مجاز] قشنگ، مامانی،
فرهنگ فارسی هوشیار

مامان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرانسوی مام مادر، دلپسند تو دل برو، جنده جاف (اسم) (در زبان کودکان) مادر والده، (صفت) هر چیز خوب قشنگ دلپسند، شخص خوش جنس و بزرگوار، الف - مردان رفیقه های خود را مامان خطاب کنند (درین صورت غالبا مامان جون (جان) گویند) . ب - روسپیان خانم رئیس و سر دسته خود را مامان گویند. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

مامان در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب