معنی ماکانی

ماکانی
معادل ابجد

ماکانی در معادل ابجد

ماکانی
  • 122
حل جدول

ماکانی در حل جدول

  • نوعی خوراک مرغ هندی
لغت نامه دهخدا

ماکانی در لغت نامه دهخدا

  • ماکانی. (ص نسبی) منسوب به ماکان بن کاکی (فرهنگ رشیدی). مردمی را گویند که منسوب به ماکان باشند. (برهان). منسوب ولایت ماکان. (ناظم الاطباء):
    سلاحت بهر دین بهتر که زنبور از پی شهدی
    چو گیلی کوردین پوش است و ژوبین کرده ماکانی.
    خاقانی (از انجمن آرا).
    مرا شدگلشن عیسی و زین رشک آفتاب آنک
    سپر فرمود دیلم وار و زوبین کرد ماکانی.
    خاقانی.
    || (اِ) حربه ای که منسوب به اهل ماکان است و آن ژوبین باشد که نیزه ٔ کوچک است. (برهان). توضیح بیشتر ...
  • ماکانی. (اِخ) نام شهری، و ماکان نام پادشاهی که شهر مذکور منسوب به اوست. (آنندراج) (غیاث). و رجوع به ماکان شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

ماکانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) منسوب به ماکان: مراشد گلشن عیسی وزین رشک آفتاب آنک سپر فرمود دیلم وار و زوبین کرد ماکانی. (خاقانی. سج. ‎ 411). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب