معنی مت

مت
معادل ابجد

مت در معادل ابجد

مت
  • 440
حل جدول

مت در حل جدول

  • شیره خرما
  • شیره انگور
  • دوشاب
  • دوشاب، شیره خرما
لغت نامه دهخدا

مت در لغت نامه دهخدا

  • مت. [م َ] (اِ) دوشاب و شیره ٔ انگور و یا خرما. (ناظم الاطباء) (از اشتنگاس). توضیح بیشتر ...
  • مت. [م َت ت] (ع مص) دراز کشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کشیدن چیزی را. (از اقرب الموارد). || کشیدن آب بی چرخ چاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نزدیکی جستن با کسی برای سببی. (زوزنی). نزدیکی جستن. (دهار). پیوند خویشی جستن. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • مت. [م ُ] (ضمیر) به لهجه ٔ شیرازی من ترا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا):
    که همچون مت ببوتن دل و ای ره
    غریق العشق فی بحرالوداد.
    حافظ (یادداشت ایضاً). توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

مت در عربی به فارسی

  • جفت طاس , مردن , هلا ک شدن , تلف شدن , نابود کردن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب