معنی متجدد

متجدد
معادل ابجد

متجدد در معادل ابجد

متجدد
  • 451
حل جدول

متجدد در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

متجدد در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • صفت تجددطلب، روشنفکر، نوآور، نوپرست، نوگرا،
    (متضاد) کهنه‌گرا، متحجر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

متجدد در فرهنگ معین

  • (مُ تَ جَ دِّ) [ع. ] (اِفا. ) نوخواه، کسی که آداب و رسوم جدید را می پذیرد. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

متجدد در لغت نامه دهخدا

  • متجدد. [م ُ ت َ ج َدْ دِ] (ع ص) نو گردیده. (آنندراج). نو و تجدید شده و تازه. (ناظم الاطباء). نو گردنده: به مکان اوفضایل اسلاف و شرف اجداد متجدد گشته. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 362). || آن که تابع رسوم و آداب جدید باشد. مقابل مرتجع. و رجوع به تجدد شود. || پستان خشک و بی شیر. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

متجدد در فرهنگ عمید

  • کسی که آداب‌ورسوم تازه را کسب کرده باشد، پیرو شیوه‌های نوین زندگی، نوگرا،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

متجدد در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

متجدد در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

متجدد در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُتَجَدِدّ، جدید شونده، جدید گرا، پذیرنده آداب و رسوم جدید،
فارسی به آلمانی

متجدد در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه