معنی مته

مته
معادل ابجد

مته در معادل ابجد

مته
  • 445
حل جدول

مته در حل جدول

  • وسیله سوراخ کردن چوب و آهن، گاهی وقتها بر خشخاش می گذارند
  • درل
  • وسیله سوراخ کردن چوب و آهن، گاهی وقت ها بر خشخاش می گذارند
  • سنب
مترادف و متضاد زبان فارسی

مته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • برماه، برمه، برماهه، پرمه، مثقب، دریل، بید، شپشک
فرهنگ معین

مته در فرهنگ معین

  • (مَ تِّ) (اِ. ) دستگاهی که با آن چوب، آهن، و دیوار را سوراخ کنند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مته در لغت نامه دهخدا

  • مته. [م َ ت َ / م َت ْ ت َ /ت ِ] (اِ) برماه و آن آلتی باشد که درودگران بدان چوب و تخته سوراخ کنند. (برهان). برمه ٔ نجاران که بدان چوب و تخته سوراخ کنند و آن را ماهه نیز گویند. (انجمن آرا). برمه ٔ نجاران که ماهه نیز گویند. (رشیدی). برماه و آن را ماهه نیز خوانند. (جهانگیری). مثقب که برمه نجاران است و بدان چوب و تخته سوراخ کنند و آن را ماهه نیز گویند. (آنندراج). برمه که نجاران چوب را بدان سوراخ کنند. (غیاث). برماه. توضیح بیشتر ...
  • مته. [م َت ْهَْ] (ع مص) آب به دلو کشیدن از چاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) اغوا. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • مته. [م َ ت َه ْ] (ع مص) علاج کردن بطالت و غوایت. (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). || گمراه شدن. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • مته. [م َ ت َه ْ] (ع اِ) راز نهانی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِمص) اغوا. (ناظم الاطباء). غوایت. (از منتهی الارب) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مته در فرهنگ عمید

  • ابزاری که نجار با آن چوب و تخته را سوراخ می‌کند، پرما، ماهه، بهرمه،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مته در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مته در فارسی به عربی

  • ثقب، مثقاب، مثقب
فرهنگ فارسی هوشیار

مته در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آلتی باشد که درودگران بدان چوب و تخته سوراخ کنند
فارسی به ایتالیایی

مته در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب