معنی مخل

مخل
معادل ابجد

مخل در معادل ابجد

مخل
  • 670
حل جدول

مخل در حل جدول

  • اخلالگر، برهم زننده نظم
  • اخلالگر
  • اخلال گر، بر هم زننده نظم
مترادف و متضاد زبان فارسی

مخل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آشوبگر، اخلال‌کننده، اخلالگر، شورشی، مفسد، مفسده‌جو، دست‌وپاگیر، سرخر، مانع، مزاحم، مصدع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مخل در فرهنگ معین

  • (مُ خِ لّ) [ع.] (اِفا.) اخلال کننده، فاسدکننده.
لغت نامه دهخدا

مخل در لغت نامه دهخدا

  • مخل. [م ُ خ ِل ل] (ع ص) خلل اندازنده. (آنندراج). فاسدکننده. ویران کننده. (ناظم الاطباء). اخلال کننده. اطناب ممل چنانکه ایجاز مخل نه از فصاحت باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به اخلال شود. || اضطراب کننده. آشوب کننده. اعتراض کننده و فتنه انگیزاننده. (ناظم الاطباء). || محتاج شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه محتاج می نماید. (ناظم الاطباء). || حاجتمند گرداننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • مخل. [م ُ خ َل ل] (ع ص) (اصطلاح دیوان سپاه) آن سپاهی است که نامش از دیوان حذف شده و دوباره ثبت نشده است. (مفاتیح العلوم چ بنیاد فرهنگ ص 66). توضیح بیشتر ...
  • مخل. [م ُ] (ع اِ) (اصطلاح علم الحیل) تخته ٔ گرد یا هشت گوشه ای است که به وسیله ٔ آن اجسام سنگین را به حرکت درمی آورند. شیوه ٔ کار چنین است که زیر جسم سنگینی را که بایدجابجا شود، حفر می کنند و سر مخل را در آن گودال می گذارند، آنگاه سر دیگر را محکم گرفته و جسم سنگین را بلند می کنند. (مفاتیح العلوم چ بنیاد فرهنگ ص 235). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مخل در فرهنگ عمید

  • خلل‌رساننده، اخلا‌ل‌کننده،

    فاسدکننده،
فارسی به انگلیسی

مخل در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مخل در فارسی به عربی

عربی به فارسی

مخل در عربی به فارسی

گویش مازندرانی

مخل در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

مخل در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

مخل در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُخِلّ، اِخلال کننده، خلل رساننده، فاسد کننده، ترک کننده، فقیر شونده، فقیر کننده،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب