معنی مدید

مدید
معادل ابجد

مدید در معادل ابجد

مدید
  • 58
حل جدول

مدید در حل جدول

  • دنباله دار، طولانی، متوالی، درازا
مترادف و متضاد زبان فارسی

مدید در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

مدید در فرهنگ معین

  • کشیده شده، دراز، طولانی، نام یکی از بحور شعر بر وزن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن. [خوانش: (مَ) [ع. ] (ص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مدید در لغت نامه دهخدا

  • مدید. [م َ] (ع ص) کشیده. دراز. (منتهی الارب) (غیاث اللغات). طویل. (متن اللغه) (اقرب الموارد). ممدود. (اقرب الموارد). درازبالا. (دستور الاخوان). گویند: مدیدالقامه، مدیدالجسم، مدیدالعنق. (از متن اللغه). ج، مُدُد:
    عدد آن مدد عمر تو باد
    تا از آن گردد عمر تو مدید.
    سوزنی.
    تا ز روز و شب مدد یابند ماه و سال باد
    سال و ماه و روز و شب عیشت هنی، عمرت مدید.
    سوزنی.
    || طولانی. دیر. دیرزمانی: و بر غرفه پیش متوکل زمانی مدید نشسته بود. توضیح بیشتر ...
  • مدید. [م َ] (اِخ) موضعی است در نزدیکی مکه. (از متن اللغه) (از منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مدید در فرهنگ عمید

  • کشیده‌شده، دراز،
    (اسم) (ادبی) در عروض، از بحور شعر بر وزن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن،. توضیح بیشتر ...
  • مداد، مُرکب: چون رخت را نیست در خوبی امید / خواه نِه گلگونه و خواهی مدید (مولوی: لغت‌نامه: مدید)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مدید در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مدید در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مدید در فرهنگ فارسی هوشیار

  • دراز، طویل، ممدود، دراز بالا
فرهنگ فارسی آزاد

مدید در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَدِید، کشیده شده، طولانی، دراز،
فارسی به آلمانی

مدید در فارسی به آلمانی

  • Lang, Lange, Länge, Sehnen, Weit
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب