معنی مردان

مردان
معادل ابجد

مردان در معادل ابجد

مردان
  • 295
حل جدول

مردان در حل جدول

لغت نامه دهخدا

مردان در لغت نامه دهخدا

  • مردان. [م َ](اِ) ج ِ مَرد. رجوع به مرد شود. || پهلوانان. دلیران. شجاعان. گردان:
    یا بزرگی و ناز و نعمت و جاه
    یا چو مردانت مرگ رویاروی.
    حنظله.
    که مردی ز مردان نشاید نهفت.
    فردوسی.
    به مردان توان کرد ننگ و نبرد. توضیح بیشتر ...
  • مردان. [م ُ](اِ) جمع امرد است به معنی کودکان ساده رو. (غیاث اللغات). در فرهنگهای عربی جمع امرد، «مُرد» آمده است. توضیح بیشتر ...
  • مردان. [م َ](اِخ) پسر سرخاب بن باو از آل باؤ و از ملوک طبرستان و پدر اسپهبد شروین است و مدت بیست سال حکومت داشته است در قرن دوم هجری. (حبیب السیر ج 2 چ خیام ص 417). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مردان در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

مردان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پهلوانان، دلیران و شجاعان
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید