معنی مضمر

مضمر
معادل ابجد

مضمر در معادل ابجد

مضمر
  • 1080
حل جدول

مضمر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مضمر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پنهان، پوشیده، مستتر، نهان،

    (متضاد) آشکار، عیان
فرهنگ معین

مضمر در فرهنگ معین

  • (مُ مَ) [ع.] (اِمف.) پوشیده، نهان داشته.
لغت نامه دهخدا

مضمر در لغت نامه دهخدا

  • مضمر. [م ُ م َ](ع ص) نهان داشته. (منتهی الارب). در دل داشته شده و پنهان و پوشیده. مأخوذ از ضمیر بمناسبت آنکه ضمیر هر کسی پنهان باشد. (غیاث)(آنندراج). نهان داشته و در دل داشته و پنهان و پوشیده. (ناظم الاطباء). در دل گرفته. در دل داشته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا):
    من همی دانم کاندر بر او
    چیست از بهر من و تو مضمر.
    فرخی.
    ترا گهر نه ز بهر توانگری داده ست
    خدایگان را رازیست اندرآن مضمر.
    فرخی.
    عدل او قولیست کاین گیتی بدو در مدغم است
    فضل او لفظیست کاین گیتی بدو در مضمر است. توضیح بیشتر ...
  • مضمر. [م ُ ض َم ْ م َ](ع ص) اسب تیزرفتار باریک میان. (غیاث)(آنندراج):
    میر ما را از پر روح الامین و زلف حور
    پر تیرو پرچم رخش مضمر ساختند.
    خاقانی.
    صحن فلک از قران انجم
    ماند رمه ٔ مضمران را.
    خاقانی(دیوان چ سجادی ص 33).
    || اسب فربه. (غیاث)(آنندراج). || لاغر و کم گوشت و باریک میان. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • مضمر. [م ُ م ِ](ع ص)آن که در دل نهان میدارد چیزی را. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • مضمر. [م ُ ض َم ْ م ِ](ع ص) آنچه لاغر میکند و باریک و نحیف کننده. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مضمر در فرهنگ عمید

  • پوشیده و پنهان، نهان‌داشته، در ضمیر نگه‌داشته‌شده،
  • لاغر، کم‌گوشت،

    اسب لاغرمیان،
فرهنگ فارسی هوشیار

مضمر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نهان داشته، پنهان و پوشیده
فرهنگ فارسی آزاد

مضمر در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُضمَر، در ضمیر نگاهداشته شده، نهان داشته شده، پوشیده و پنهان، لاغر گردیده،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب