معنی ملعون

ملعون
معادل ابجد

ملعون در معادل ابجد

ملعون
  • 196
حل جدول

ملعون در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ملعون در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • عاق، گجسته، لعنتی، لعن‌شده، نفرین‌شده، منفور
فرهنگ معین

ملعون در فرهنگ معین

  • (مَ) [ع.] (اِمف.) لعنت شده، نفرین شده.
لغت نامه دهخدا

ملعون در لغت نامه دهخدا

  • ملعون. [م َ](ع ص) نفرین کرده. ج، ملاعین. (مهذب الاسماء). رانده و دورکرده از نیکی و رحمت. (منتهی الارب)(آنندراج). رانده شده و دورشده از نیکی و خوارشده و دشنام داده شده. (از اقرب الموارد). لعنت شده و دورشده از رحمت خدا ورانده شده. (ناظم الاطباء). لعین. بنفرین. رجیم. گجسته. گجستگ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا):
    سه حاکمکند اینجا چون غلْبه همه دزد
    می خواره و زن باره و ملعون و خسیس اند.
    منجیک(از یادداشت ایضاً).
    آن سگ ملعون برفت این سند را از خویشتن
    تخم را مانند باشنگ ایدرش بر جای ماند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ملعون در فرهنگ عمید

  • رانده و دورشده از نیکی و رحمت، لعن‌ونفرین‌شده،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

ملعون در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

ملعون در فارسی به انگلیسی

  • Accursed, Blasted, Damnable, Damned, Ill-Disposed, Lost
فارسی به عربی

ملعون در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ملعون در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

ملعون در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَلعُون، لَعن شده، نفرین گردیده، طرد و محروم شده از رحمت (جمع: مَلاعِین)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

ملعون در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید