معنی منو

منو
معادل ابجد

منو در معادل ابجد

منو
  • 96
حل جدول

منو در حل جدول

لغت نامه دهخدا

منو در لغت نامه دهخدا

  • منو. [م َن َ] (فعل نهی) جنبش جهودوار بود بر جای. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 417). منع از حرکت کردن و جنبیدن باشدیعنی مجنب و حرکت مکن. (برهان). جنبش مکن. (انجمن آرا) (آنندراج). کلمه ٔ نهی، یعنی مجنب و حرکت مکن. (ناظم الاطباء):
    تو از من کنون داستانی شنو
    بدین داستان بیشتر زین منو.
    ابوشکور (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 417).
    شاد بر تخت سلطنت بنشین
    بعد از این بهر کار خصم منو.
    شمس فخری.
    || ناله مکن. (فرهنگ رشیدی). منع از ناله و زاری کردن هم هست، یعنی ناله و زاری مکن. توضیح بیشتر ...
  • منو. [م ِ] (اِ) مخفف مینوست که بهشت باشد. (برهان). مینو و بهشت. (ناظم الاطباء). رجوع به مینو شود. توضیح بیشتر ...
  • منو. [م ِ / م َ] (ص) به معنی علوی هم آمده است که در برابر سفلی است. (برهان) (ناظم الاطبا). توضیح بیشتر ...
  • منو. [] (ع اِ) فریاد خر جوان. (دزی ج 2 ص 619).

  • منو. [م َن ْوْ] (ع مص) آزمودن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی ص 93): مناه منواً؛ آزمود و دریافت حقیقت آن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اندازه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

منو در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید