معنی مهاجم تیم پاریس سن ژرمن

لغت نامه دهخدا

ژرمن

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) (قدیس) نام اسقف پاریس. مولد در نزدیکی اُتُن بسال 496 و وفات در پاریس بسال 576 م. ذکران وی روز 28 ماه مه است.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) سوفی. نام ریاضی دان فرانسوی. مولد پاریس بسال 1776 و وفات در همانجا بسال 1831 م.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) اگوست. نام مورخ و رمان و نمایشنامه نویس فرانسوی. مولد پاریس بسال 1862 و وفات در همانجا بسال 1915 م.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) اگوست ژان. نام کنت ِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی. مولد پاریس بسال 1786 و وفات در همانجا بسال 1821 م.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) الکساندر شارل.نام مورخ فرانسوی. مولد بسال 1809 در پاریس و وفات بسال 1887 م. در مونت پلیه. او را آثار بسیاری است.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) هانری. نام سیاستمدار ومتخصص در امور مالی فرانسوی. مولد لیون بسال 1824 ووفات در پاریس بسال 1905 م. او را آثاری چند است.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) پیر ژرمن اول. نام زرگر معروف فرانسوی (1647-1684 م.).

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) میشل. از مردم فرانسه. بِنه دیکتن سنت مور و عالم به خطوط قدیمه. مولدبسال 1645 در پرون و وفات بسال 1694 م. در پاریس.

ژرمن. [ژِ م َ] (اِخ) (قدیس) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال 1579 م. متولد شد و بسال 1601 در همانجا درگذشت. مقبره ٔ او زیارتگاه مردم است.

فرهنگ عمید

ژرمن

نژاد مردم آلمان،
ژرمنی
مربوط به ژرمن،
شاخۀ زبانی از خانوادۀ زبانی هندواروپایی،

معادل ابجد

مهاجم تیم پاریس سن ژرمن

2212

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری