معنی مورچه

مورچه
معادل ابجد

مورچه در معادل ابجد

مورچه
  • 254
حل جدول

مورچه در حل جدول

فرهنگ معین

مورچه در فرهنگ معین

  • (چِ) (اِ. ) حشره ای است از راسته نازک بالان که تیره خاصی را به نام تیره مورچگان در این راسته به وجود می اورند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مورچه در لغت نامه دهخدا

  • مورچه. [چ َ / چ ِ] (اِ مصغر) مصغر مور یعنی مور خرد و کوچک. (ناظم الاطباء). مور خرد. ذره. ذر. (حاشیه ٔ برهان چ معین). مصغر مور است هم چنانکه باغچه مصغر باغ باشد. (از برهان). نوعی از مور که به غایت خرد باشد. (غیاث) (آنندراج): ذره، مورچه ٔ خرد. (ترجمان القرآن). نمل، مورچه ٔ خرد. (دهار). مورچه ٔ ریزه. (منتهی الارب). || به معنی مور است. (جهانگیری). حسبانه نمل. نمله. میروک. (یادداشت مؤلف). مطلق مور. حشره ای است از راسته ٔ نازک بالان که تیره ٔ خاصی را به نام مورچگان در این راسته به وجود می آورد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مورچه در فرهنگ عمید

  • حشره‌ای کوچک با بدنی سه قسمتی که به‌صورت اجتماعی زندگی می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

مورچه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

مورچه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مورچه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) حشره ایست از راسته نازک بالان که تیره خاصی را بنام تیره مورچگان در این راسته بوجود میاورد. مورچه جانوریست اجتماعی و آن دارای گونه های بسیار میباشد و مخصوصا برخی گونه های نواحی حاره مورچه های خطرناک و گوشتخوارند و چون بطور دسته جمعی حمله میکنند هر جانوری را که غافلگیر کنند بزودی از پای در میاورند و در مدت قلیلی همه عضلات و انساج جانور را مورد طعمه قرار داده اسکلتی از او بر جای میگذارند. مورچه های یک لانه به سه دسته تقسیم میشوند: عده ای مورچه های کارگرند که عموما فاقد بال هستند و کار آنها جمع آوری دانه ها و مواد غذایی و حفر لانه و نگهداری تخمها و نوزادان میباشد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه