معنی مویز

مویز
معادل ابجد

مویز در معادل ابجد

مویز
  • 63
حل جدول

مویز در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مویز در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انگور سیاه خشکیده،

    (متضاد) کشمش، انگور خشکیده
فرهنگ معین

مویز در فرهنگ معین

  • (مَ) (اِ.) انگور خشک شده.
لغت نامه دهخدا

مویز در لغت نامه دهخدا

  • مویز. [م َ] (اِ) ممیز. میویز. سکج. کشمش. زبیب. مامیچ. انگور خشک. (یادداشت مؤلف). میمیز. (برهان). قسمی است کلان از انگور که خشک کرده نگاه دارند. مردم عام آن را منقی گویند و به هندی داکهه نامند. (غیاث) (از آنندراج). به عربی آن را زبیب گویند و از آن نبید سازند. (از انجمن آرا). زبیب. (دهار). سکج. (زمخشری). هولَک. (لغت فرس اسدی نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ نخجوانی). به فارسی زبیب است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن). صقر. (منتهی الارب):
    می بباید که کند مستی و بیدار کند
    چه مویزی و چه انگوری ای نیک حبیب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مویز در فرهنگ عمید

  • انگور خشکیده، انگور سیاه خشک‌شده، سکج، سیج،
فارسی به انگلیسی

مویز در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مویز در فارسی به عربی

فرهنگ گیاهان

مویز در فرهنگ گیاهان

فرهنگ فارسی هوشیار

مویز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • قسمی از انگور که خشک کرده نگاهدارند کشمش
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب