معنی مویه

مویه
معادل ابجد

مویه در معادل ابجد

مویه
  • 61
حل جدول

مویه در حل جدول

  • گوشه‌ای در دستگاه‌های سه‌گاه و چهارگاه
  • گوشه ای در دستگاه های سه گاه و چهارگاه
مترادف و متضاد زبان فارسی

مویه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تضرع، زاری، گریه، ناله، ندبه، نوحه
فرهنگ معین

مویه در فرهنگ معین

  • (یِ) (اِمص.) گریه، نوحه.
لغت نامه دهخدا

مویه در لغت نامه دهخدا

  • مویه. [مو ی َ / ی ِ] (اِمص) اسم از موییدن. اسم مصدر از موییدن. نوحه و گریه و ناله ٔ آهسته با گریه. (یادداشت مؤلف). گریه و نوحه و زاری. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری). گریه ٔ با نوحه را گویند. (برهان). گریه و زاری. (صحاح الفرس). گریه و نوحه. (غیاث):
    به رویین دژ ارجاسب و کهرم نماند
    جز از مویه و درد و ماتم نماند.
    فردوسی.
    همی بآسمان اندرآمد خروش
    ز بس مویه و زاری و درد و جوش.
    فردوسی.
    ز پوشیده رویان ارجاسب پنج
    برفتند با مویه و درد و رنج. توضیح بیشتر ...
  • مویه. [مو ی َ / ی ِ] (ص نسبی، پسوند) در ترکیباتی چون دومویه و فلفل مویه و جز آن به جای موی آید و نوعی نسبت یا اختصاص را رساند. توضیح بیشتر ...
  • مویه. [م ُ وَی ْه ْ] (ع اِمصغر) مویهه. مصغر ماء. آب اندک. (ناظم الاطباء). مصغر ماء، به معنی آب. (آنندراج). و رجوع به ماء شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مویه در فرهنگ عمید

  • گریه، زاری، نوحه: (نماز شام غریبان چو گریه آغازم / به مویه‌های غریبانه قصه‌پردازم (حافظ: ۶۶۶)،
    * مویهٴ زال: (موسیقی) [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی،
    * مویه کردن: (مصدر لازم) زاری کردن، نوحه کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

مویه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

مویه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ (اسم) گریه و زاری نوحه، (اسم) گوشه ایست در دستگاه سه گاه که بندرت در چهارگاه هم نواخته میشود. یا مویه زال. لحنی است در موسیقی قدیم: } بلفظ پارسی و چینی و خماخسرو بلحن مویه زال و قصیده لغزی. ‎{ (منوچهری. د. چا. ‎ 138: 2). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب