معنی نافرمان

نافرمان
معادل ابجد

نافرمان در معادل ابجد

نافرمان
  • 422
حل جدول

نافرمان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

نافرمان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تخس، چموش، خلیع، سرکش، طاغی، عاصی، عاق، عصیانگر، گردنکش، متجاسر، یاغی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

نافرمان در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

نافرمان در لغت نامه دهخدا

  • نافرمان. [ف َ] (ص مرکب) آنکه امتثال نکند. (آنندراج). طاغی. (دهار). یاغی. طاغی. غیرمطیع. سرکش. (ناظم الاطباء). کنود. قروف. عقق. عاق. طمل. (از منتهی الارب). عاصی. عصی. متمرد. سرکش. گردنکش. که فرمان نکند. که فرمان نبرد: دختری که داشت به نکاح من درآورد، دختری بدخوی ستیزه روی نافرمان. توضیح بیشتر ...
  • نافرمان. [ف َ] (اِ) گلی است که آن را زبان به قفا گویند. (رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نافرمان در فرهنگ عمید

  • سرکش، متمرد، یاغی، خودسر،
فارسی به انگلیسی

نافرمان در فارسی به انگلیسی

  • Balky, Defiant, Disobedient, Insubordinate, Mean, Noncompliant, Perverse, Rambunctious, Rebel, Rebellious, Recalcitrant, Refractory, Unruly, Wayward, Wild. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

نافرمان در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

نافرمان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آنکه امتثال امر نکند، یاغی، سرکش
فارسی به ایتالیایی

نافرمان در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید