معنی نان

نان
معادل ابجد

نان در معادل ابجد

نان
  • 101
حل جدول

نان در حل جدول

  • غذای غالب
  • برکت سفره
  • قوت لایموت
  • برکت سفره، غذای غالب، محصول خبازی، قوت لایموت، خبز، برخی به نرخ روز می خورند. توضیح بیشتر ...
مترادف و متضاد زبان فارسی

نان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خبز، نغن، خوراک، طعام، غذا، رزق، روزی، معیشت
فرهنگ معین

نان در فرهنگ معین

  • قطعه ای از آرد خمیر کرده و بر آتش پخته که آن را می خورند، غذا، روزی، رزق. ، ~ فانتزی هر یک از ناهای غیرسنتی. ، ~ باگت نان باریک و استوانه ای از آرد سفید که غیرسنتی است، به نرخ روز خوردن (کن. ) فرصت طلب و بی مسلک بودن. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

نان در لغت نامه دهخدا

  • نان. (اِ) پهلوی: نان، ارمنی: نکن (نان پخته در خاکستر)، مأخوذ از پهلوی، نیکان = پارسی: نیگان، بلوچی: نگن و نظایر آن، از ایرانی باستان: نگن، منجی: نگهن، کردی: نن، نان، زازا: نا، نان، دوجیکی: نن، گیلکی: نان، فریزندی، یرنی و نطنزی: نون، سمنانی: نونا، سنگسری و سرخه ای: نون، لاسگردی: نن، شهمیرزادی: نون، قطعه ای از آرد خمیرکرده وبر آتش پخته که آن را خورند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). آرد خمیرکرده ٔ بر آتش پخته. (فرهنگ نظام). توضیح بیشتر ...
  • نان. (اِ) (درخت. ) درخت نان یا شجرهالخبز. از گیاهان مناطق استوائی است و ساقه ای کلفت و میوه هایی درشت دارد، میوه ٔ این درخت را می پزند و چون نان می خورند، چوب این گیاه برای ساختن کاغذ به کار می رود و همچنین شیره ٔصمغمانندی دارد که برای ساختن چسب مورد مصرف است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نان در فرهنگ عمید

  • خمیر آرد گندم یا جو که در تنور یا فر پخته شده باشد،
    [مجاز] وسیلۀ گذران زندگی،
    * نان دوآتشه: نان برشته،
    * نان کشکین: [قدیمی] نانی که از آرد جو، باقلا، و نخود می‌پختند: ز پیشی و بیشی ندارند هوش / خورش، نان کشکین و پشمینه، پوش (فردوسی۲: ۲۸۵۴)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

نان در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

نان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

نان در فارسی به عربی

تعبیر خواب

نان در تعبیر خواب

  • اگر دو سه نان یافت، دلیل آن که از غم برهد. اگر نان نتوانست خوردن، دلیل که اجلش نزدیک بود. اگر نان بسیار داشت و نخورد، دلیل که غمی به وی رسد. - حضرت دانیال. توضیح بیشتر ...
  • دیدن نان گرم به خواب عیش و نعمت است و دیدن نان خشک وبه خلاف این است و خوردن نان سبوس به خواب، دلیل قحط بود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن نان کاروس به خواب دلیل بر تنگی عیش بود و پرهیزکاری و نان جوین، دلیل زهد و ورع بود و نان برنج، دلیل بر بستگی کار است و نان عدس و باقلا و نخود، دلیل غم و تنگ دستی بود. اگر سلطان بیند یک نان داشت، دلیل که ملکش زیاده شود و تاویلش به خواب از ده درم تا هزار درم به قدر و قیمت نان است و گویند دیدن هیچ چیز درخواب بهتر از نان نباشد و دیدن نان پختن به خواب، دلیل بر قلیل کردن معیشت است. - جابر مغربی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن نان در خواب چهاروجه است.
    اول: عیش خوش. دوم: مال حلال. سوم: ولایت. چهارم: خیر و برکت. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
کالری خوراکی ها

نان در کالری خوراکی ها

فرهنگ فارسی هوشیار

نان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خمیرآرد گندم یا جو که در تنور پخته شود
فارسی به ایتالیایی

نان در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

نان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب