معنی نبید

نبید
معادل ابجد

نبید در معادل ابجد

نبید
  • 66
حل جدول

نبید در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

نبید در مترادف و متضاد زبان فارسی

لغت نامه دهخدا

نبید در لغت نامه دهخدا

  • نبید. [ن َ] (اِ) در عربی شراب خرما را گویند. (برهان قاطع). مل. (فرهنگ اسدی نخجوانی). نبیذ. پارسی باستان: نی پی ته. (حاشیه ٔ معین بر برهان قاطع). رجوع به نبیذ شود:
    می آزاده پدید آرد از بداصل
    فراوان هنر است اندر این نبید.
    رودکی.
    یکی جای خوبش فرودآورید
    پس آنگاه خوردند هر دو نبید.
    دقیقی.
    جعفر اول ناخوش بود و همی ترسید و به کراهیت مجلس شراب ساخت و او را مغنئی بود نابینا او را ابوزکار گفتندی، چون نبیدی چند بخوردند. توضیح بیشتر ...
  • نبید. [ن ُ] (اِ) بر وزن و معنی نوید است که مژدگانی و خبرخوش باشد. (برهان قاطع). نوید. خبر خوش. (آنندراج) (فرهنگ نظام) (از جهانگیری) (انجمن آرا). مژدگانی. (ناظم الاطباء). آگهی خوش. مژده. بشارت. (فرهنگ خطی).
    - نبید دادن، خبر خوش دادن. امیدوار کردن. (انجمن آرا) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

نبید در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مژدگانی نوید (اسم) (اسم) آب افشرده که ازحبوب وجزآن گیرند، شراب خرما. ‎، خمری که ازفشرده انگور سازند: بدست راست شراب وبدست چپ زلفین همی خوریم وهمی بوسه می دهیم بدنگ. نبیذوبوسه تودانی همی چه نیک بود یکی نبیذودوصدبوسه وشراب زرنگ. (منوچهری. د. چا. ‎ 222:2) یانبیذخام. خام می می خام مقابل می پخته میفختج. برسماع چنگ اوبایدنبیذ (نبید) خام خورد می خوش آمدخاصه اندرمهرگان بابانگ چنگ. (منوچهری. د. چا. ‎ 50:2). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب