معنی نشور

نشور
معادل ابجد

نشور در معادل ابجد

نشور
  • 556
حل جدول

نشور در حل جدول

  • زنده شدن مردگان
مترادف و متضاد زبان فارسی

نشور در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • احیا، آخرالزمان، آخرت، رستاخیز، قیامت
فرهنگ معین

نشور در فرهنگ معین

  • (نُ) [ع.] (مص م.) زنده کردن، زنده شدن مردگان در روز قیامت.
لغت نامه دهخدا

نشور در لغت نامه دهخدا

  • نشور. [ن َ] (ع اِ) باد هموار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بادی که بگسترد ابرها را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج، نُشُر. توضیح بیشتر ...
  • نشور. [ن ُ] (ع مص) نشر. رجوع به نشَر شود. || زنده شدن. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج) (دهار):
    جز دم داد تو که داد نوید
    کشته ٔ تیغ ظلم را به نشور.
    مسعودسعد.
    || زنده کردن. (منتهی الارب). || ظاهر شدن نبات در زمین. (از معجم متن اللغه). || برگ آوردن درخت. (از المنجد). پیدا شدن برگ درخت. (از معجم متن اللغه). || گشاده و کشیده شدن برگهای درخت. (از المنجد). || رسیدن بهار به زمین و رویانیدن آن را. توضیح بیشتر ...
  • نشور. [ن ُ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج در 42 هزارگزی شمال کامیاران و 4 هزارگزی مغرب راه کرمانشاه به سنندج در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع است و 382 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ محلی و چشمه، محصولش غلات و لبنیات و انواع میوه ها، شغل اهالی زراعت و باغبانی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نشور در فرهنگ عمید

  • روز قیامت،

    (اسم مصدر) زنده شدن مردگان در روز قیامت،
فرهنگ فارسی هوشیار

نشور در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

نشور در فرهنگ فارسی آزاد

  • نَشُور، بادی که ابرها را پراکنده می سازد (جمع: نُشُر)
  • نُشُور، (نَشَرَ، یَنشُرُ) برگ درآوردن و سبز شدن درخت، روئیدن شاخه های درختان، سبز شدن زمین در بهار، (به معنای زنده کردن و احیاء مردگان به فعل مربوط به «نَشر، نُشُور» نیز توجه گردد)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید