معنی نصیب

نصیب
معادل ابجد

نصیب در معادل ابجد

نصیب
  • 152
حل جدول

نصیب در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

نصیب در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بهره، بهر، حصه، روزی، سهم، قسمت، نصیبه، نوال، اقبال، بخت، تقدیر، سرنوشت، طالع، قرعه، نشان، نصیبه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

نصیب در فرهنگ معین

  • بهره، قسمت، بخت، اقبال، جمع انصبه. [خوانش: (نَ) [ع.] (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

نصیب در لغت نامه دهخدا

  • نصیب. [ن َ] (ع اِ) بهر. (زمخشری). حظ. (اقرب الموارد) (المنجد). بهره. (منتهی الارب) (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99) (زمخشری) (ناظم الاطباء). حصه. قسمت. (آنندراج) (ناظم الاطباء). حصه ٔ معین و بهره ازهر چیزی. (از متن اللغه). وایه. (ناظم الاطباء). قسم. قسمت. تیربخش. سهم. نصیبه. فرخنج. نیاوه. حظیه. (یادداشت مؤلف). ج، انصباء، انصبه، نُصُب:
    وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
    غدود و زهره و سرگین و خون و بوگان کن.
    کسائی. توضیح بیشتر ...
  • نصیب. [ن ُ ص َ] (اِخ) ابن ریاح مکنی به ابومحجن، مولی عبدالعزیزبن مروان، از شعرای فحل عرب است، وی سیاه و غلام راشدبن عبدالعزی کنانی و در حضور عبدالعزیزبن مروان ابیاتی انشاد کرد، عبدالعزیز او را خرید و آزاد ساخت. موضوع تغزلات او زنی از قبیله ٔ کنانه بود به نام ام بکر، زینب بنت صفوان. و این مطلع از قصایدی است که به نام معشوقه سروده است:
    بزینب ألمم قبل أن یدخل الرکب
    و قل ان تملینا فما ملک القلب.
    وی از شاعران نامدار زمان خویش و با سلیمان بن عبدالملک و فرزدق معاصر و محشور بود و در اواخر عمر تنسک پیشه کرد. توضیح بیشتر ...
  • نصیب. [ن َ] (اِخ) طالب (حاجی. ) ابن حاجی مقصودچیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است، او راست:
    گهی وصال و گهی هجر یار می کشدم
    به هر طریق غم روزگار می کشدم
    به راه دوست گرانجانی رفیق بلاست
    عنان کشیدن عمر شرار می کشدم.
    #
    از صفیر بلبلی پژمرده گردد گلشنم
    پای موری گر به سنگ آید بسوزد خرمنم
    (از تذکره ٔ نصرآبادی ص 360) (نگارستان سخن ص 122) (کلمات الشعراء سرخوش ص 115). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نصیب در فرهنگ عمید

  • بهره، حظ،

    بخت و اقبال،
فارسی به انگلیسی

نصیب در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

نصیب در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

نصیب در فرهنگ فارسی هوشیار

  • حظ و بهره، قسمت، سهم
فرهنگ فارسی آزاد

نصیب در فرهنگ فارسی آزاد

  • نَصِیب، قسمت و سهم، بهره، حصّه، حوض، تله و دام، در فارسی به معنای مجازی بخت و اقبال نیز مصطلح است (جمع: نُصُب، اَنصِبَه، اَنصِباء)،. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

نصیب در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید