معنی هد

هد
معادل ابجد

هد در معادل ابجد

هد
  • 9
حل جدول

هد در حل جدول

  • ضربه سر
  • از اجزای ویدئو
  • ازاجزای ویدئو، ضربه سر
لغت نامه دهخدا

هد در لغت نامه دهخدا

  • هد. [هََ دد] (ع ص، اِ) مرد گرامی نژاد و جوانمرد. (منتهی الارب). مرد کریم. (اقرب الموارد). || بانگ شتر. (منتهی الارب). بانگ غلیظ. (اقرب الموارد). || آواز سخت و درشت که از افتادن دیوار و جز آن برآید. (اقرب الموارد). || مرد ضعیف. (اقرب الموارد). ج، هدون [هَُ / هَِ دد]. (منتهی الارب). ج، هَدّون. (اقرب الموارد). || پیری. (منتهی الارب). || (مص) سخت ویران کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بشتاب خواندن. (تاج المصادر بیهقی). توضیح بیشتر ...
  • هد. [هََدْ دِ] (ع اِ صوت) کلمه ای است که وقت آب خوردن خر گویند. (منتهی الارب). هنگام آب نوشیدن حمار برای اغراء و ترغیب گویند. (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • هد. [هََدد / هَِدد] (ع ص) مرد سست و ضعیف. (منتهی الارب). ج، هِدّون. (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

هد در فرهنگ فارسی هوشیار

  • انگلیسی سر با سر زدن زبانزد ورزشی، بالست (ارتفاع)
فرهنگ فارسی آزاد

هد در فرهنگ فارسی آزاد

  • هَدّ، غیر از معانی مصدری، شخص کریم، شخص تررسو و ضعیف، صدای بلند و سخت،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید