معنی هدایت

هدایت
معادل ابجد

هدایت در معادل ابجد

هدایت
  • 420
حل جدول

هدایت در حل جدول

  • رهنمود، راهنمایی
  • ارشاد، دلالت، راهنمایی، هدی
مترادف و متضاد زبان فارسی

هدایت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ارشاد، دلالت، راهنمونی، راهنمایی، هدی،

    (متضاد) اضلال
فرهنگ معین

هدایت در فرهنگ معین

  • (هِ یَ) [ع. هدایه] (اِمص.) راهنمایی، راه راست نمودن.
لغت نامه دهخدا

هدایت در لغت نامه دهخدا

  • هدایت. [هَِ ی َ] (ع اِمص) هدایه. رهبری. راهنمایی. ارشاد. رهنمونی. (یادداشت به خط مؤلف). نمایش راه راست و راهنمایی ودلالت و نجات از گمراهی. (ناظم الاطباء):
    بنده آنچه داند از هدایت و معونت به کار دارد تا کار بر نظام رود. (تاریخ بیهقی).
    قومی که بر هدایت ایشان خرد مشیر
    قومی که بر سخاوت ایشان جهان عیال.
    ناصرخسرو.
    انصار حق را سعادت هدایت راه راست نمود. (کلیله و دمنه). برای ارشاد و هدایت ایشان رسولان فرستاد. توضیح بیشتر ...
  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) رضاقلی خان طبرستانی ملقب به لله باشی در تهران متولد شد و در شیراز به تحصیل دانش پرداخت. در موقع سفر فتحعلیشاه به اصفهان مورد توجه شاه قرار گرفت و به لقب امیرالشعرائی مفتخر گردید. چون فتحعلیشاه درگذشت به دربار محمدشاه و سپس به دربار ناصرالدین شاه راه یافت و از طرف ناصرالدین شاه به ریاست مدرسه ٔ دارالفنون رسید. (از کتاب سال کیهان 1342 ص 399).
    رضا قلی خان، فرزند محمد هادی ولادتش در شب پانزدهم محرم الحرام در سنه ٔ 1215 هَ. توضیح بیشتر ...
  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) صادق. رجوع به صادق هدایت شود.

  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) طبرستانی. رجوع به هدایت (رضا قلیخان) شود. توضیح بیشتر ...
  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) مخبرالسلطنه. رجوع به هدایت (مهدیقلی) شود. توضیح بیشتر ...
  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) مهدیقلی. از خاندان معروف هدایت و از بستگان رضا قلیخان است. وی از مطلعان تاریخ و فرهنگ ایران بود و در سیاست بمناصب عالی رسید آثار بسیاری از خود بجا گذاشته و آنچه بطبع رسیده عبارت است از:
    1- فوائدالترجمان در تعلیم زبان فرانسه در 2 جلد. 2- تحفهالاَّفاق در تاریخ، جغرافیا، سیاست و افتصاد اروپا. 3- گزارش ایران باستان با تحقیقی در سلسله ٔ کیان. 4- مجمعالادوار در علم موسیقی. 5- افکار امم در تحقیق مذاهب و تطبیق با حکمت. توضیح بیشتر ...
  • هدایت. [هَِ ی َ] (اِخ) (میرزا. ) خلف میرزا شاه تقی نصرآبادی نویسد: جوان قابل بآرامی است در اوانی که به اصفهان بود به نوعی سلوک میکرد که دشمن و دوست زبان تحسین می گشودند و او را بیکدیگر مینمودند. در وقتی که والد او شیخ الاسلام مشهد مقدس بود وی نیز قاضی آن شهر بود و الحال شیخ الاسلام مشهد است. او راست:
    به ما بیگانگیها چیست گاهی ؟
    تبسم گر نمیخواهی، نگاهی
    به جانان تحفه ٔ ما تنگدستان
    گل داغی است یاریحان آهی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

هدایت در فرهنگ عمید

  • راهنمایی کردن، راه راست نمودن،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

هدایت در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

هدایت در فارسی به انگلیسی

  • Conduction, Direction, Guidance, Tutelage
فارسی به عربی

هدایت در فارسی به عربی

نام های ایرانی

هدایت در نام های ایرانی

  • پسرانه، راهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد، نویسنده نامدار قرن چهاردهم، صادق هدایت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

هدایت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • راهنمائی و ارشاد کردن و رهبری
فرهنگ فارسی آزاد

هدایت در فرهنگ فارسی آزاد

  • هِدایَت، غیر از معانی مصدری، راهنمائی به وصول به مطلوب،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید