معنی هدیه

هدیه
معادل ابجد

هدیه در معادل ابجد

هدیه
  • 24
حل جدول

هدیه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

هدیه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ارمغان، انعام، پیشکش، تحفه، تعارف، خلعت، رهاورد، سوغات، نثار، هبه، شیربها. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

هدیه در فرهنگ معین

  • تحفه، ارمغان، پیشکش، جمع هدایا، پولی که در عروسی مهمانان به عروس یا داماد می دهند. [خوانش: (هَ یِّ) [ع. هدیه] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

هدیه در لغت نامه دهخدا

  • هدیه. [هََ د ی َ / ی ِ] (از ع، اِ) تحفه و ارمغان و آنچه به کسی فرستند به رسم تحبیب و بزرگداشت. هَدیَّه:
    چنان روی دیدند یکسر سپاه
    که آیند با هدیه نزدیک شاه.
    فردوسی.
    چو با هدیه ها راه چین برگرفت
    زجیحون یکی راه دیگر گرفت.
    فردوسی.
    هر سال فرستادی بر سبیل هدیه. (تاریخ بیهقی). به مارآباد که ده فرسنگی هرات است بسیار هدیه و سلاح و. پیش آوردند. (تاریخ بیهقی).
    مرگ هدیه است نزد داننده
    هدیه دان میهمان ناخوانده.
    سنایی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

هدیه در فرهنگ عمید

  • تحفه، ارمغان، پیشکش،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

هدیه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

هدیه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

هدیه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

هدیه در فارسی به عربی

نام های ایرانی

هدیه در نام های ایرانی

  • دخترانه، هدیه، ارمغان، تحفه
تعبیر خواب

هدیه در تعبیر خواب

  • هدیه فرزند بود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی
  • اندیشه و فکر بود. - جابر مغربی
  • اگر هدیه گوشت لطیف بود خیر ونیکی است. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
ترکی به فارسی

هدیه در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

هدیه در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

هدیه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • تحفه، ارمغان، آنچه بکسی فرستند
فرهنگ پهلوی

هدیه در فرهنگ پهلوی

فارسی به ایتالیایی

هدیه در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

هدیه در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

هدیه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب