معنی هم نشین

هم نشین
معادل ابجد

هم نشین در معادل ابجد

هم نشین
  • 455
حل جدول

هم نشین در حل جدول

لغت نامه دهخدا

هم نشین در لغت نامه دهخدا

  • هم نشین. [هََ ن ِ] (نف مرکب) هم نشین. هم نشست. (یادداشت مؤلف). دو تن که با هم یک جا نشسته و مصاحب باشند. (برهان):
    ای پسندیدگان خسرو شرق
    همنشینان او به بزم و به خوان.
    فرخی.
    دولتش همشیره و دل همره و دین همنشین
    نصرتش هم زانو و اقبال همروی سرای.
    منوچهری.
    چو هارون موسی علی بود در دین
    هم انباز و هم همنشین محمد.
    ناصرخسرو.
    برنشوی تو به جهان برین
    تات همی دیو بود همنشین.
    ناصرخسرو.
    جمله گشتستند بیزار و نفوراز صحبتم
    همزبان و همنشین و همزمین و هم نسب. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

هم نشین در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

هم نشین در فارسی به عربی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید