معنی وات

وات
معادل ابجد

وات در معادل ابجد

وات
  • 407
حل جدول

وات در حل جدول

  • ژول در ثانیه
  • واحد سنجش توان
  • ژول در ثانیه، مخترع اسکاتلندی ماشین بخار
مترادف و متضاد زبان فارسی

وات در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • کلمه، واژه، سخن، پوستین
فرهنگ معین

وات در فرهنگ معین

  • (اِ.) کلمه، سخن.
  • (اِ.) پوستین.
  • [انگ - فر. ] (اِ. ) واحدی است که برای سنجش مقدار نیروی الکتریسیته بکار می رود و معادل است با مقدار یک ژول انرژی در یک ثانیه، به عبارت دیگر هرگاه از یک سیم هادی آن قدر جریان الکتریسیته بگذرد که معادل یک ژول انرژی در یک ثانیه مصرف شود، گوییم به اندازه یک. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

وات در لغت نامه دهخدا

  • وات. [ت َ] (اِخ) در اصطلاح اوستائی، فرشته ٔ باد. در اوستا معمولا به معنی باد و گاهی اسم خاص «ایزدباد» میباشد. روز 22 ماه در محافظت این ایزد است در بندهشن واترنگبوی (بادرنگبوی) گیاه مخصوص ایزدباد نامیده شده است. (از یشت ها ترجمه ٔ پورداود ج 2 ص 136). توضیح بیشتر ...
  • وات. (اِ) سخن. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری) (رشیدی) (ناظم الاطباء). || حرف. (برهان) (جهانگیری) (رشیدی) (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ حرف. و هر سخنی که از دو وات آمیخته باشد دو حرفی خوانند همچون سر و دم و بر. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • وات. (اِ) پوستین. (رشیدی) (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به واتگر و رجوع به پوستین شود. توضیح بیشتر ...
  • وات. (اِ) (اصطلاح فیزیکی) واحدی که برای سنجش نیروی الکتریسیته در علوم به کار میرود. این واحد به نام «وات » دانشمند ومخترع معروف انگلیسی نامیده شده است و متناسب است با مقدار مقاومت هادی جریان الکتریسیته ضرب در مجذور (توان دوم) شدت جریانی که از مولد ایجاد میشود، ضرب در مدت زمانی که الکتریسیته ٔ مذکور جریان داشته باشدو معمولاً با این فرمول نشان داده میشود:i2t R = W
    که در این فرمول W حرف اول نام وات بعنوان واحد نیروی الکتریسیته و R حرف اول کلمه «رزیستانس » به معنی مقاومت و i حرف نخستین کلمه ٔ «اَنتانسیته » به معنی شدت و قدرت جریان و t حرف نخستین کلمه ٔ «تان » به معنی زمان و مدت انتخاب شده است. توضیح بیشتر ...
  • وات. (اِخ) جیمز. دانشمند مخترع معروف انگلیسی که در سال 1736 م. متولد شدو در 1819 درگذشت. وی یکی از دانشمندانی است که برای سنجش نیرو (در علوم) «اسب بخار» را برابر Kgm 75 =یک اسب بخار، انتخاب کرد. واحد سنجش نیروی الکتریسته نیز به نام او خوانده میشود. رجوع به وات (ماده ٔ قبل) شود. دانشمند مذکور پس از آنکه دنی پاپن قوه ٔ بخار را کشف کرد توانست آن را در ماشین های نخ ریسی و نساجی به کار برد و این امرخود تحول شگرفی در وضع صنایع انگلستان ایجاد کرد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

وات در فرهنگ عمید

  • واحد قدرت الکتریسیته که برای ادامۀ جریان برق لازم می‌شود. δ برگرفته از نام جیمز وات، مخترع دیگ بخار،. توضیح بیشتر ...
  • حرف، سخن،

    کلمه،
  • پوستین،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

وات در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

وات در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

وات در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

وات در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

وات در فرهنگ فارسی هوشیار

  • واحد قوه الکتریک، که جهت ادامه جریان برق لازم میشود سخن
فرهنگ فارسی آزاد

وات در فرهنگ فارسی آزاد

  • وات، (1819- 1736) جیمز وات James watte مهندس و مکانیسین اسکاتلندی است که نوعی ماشینِ بخار را اختراع نمودو وی اختراعات دیگر هم بدارد و به یاد و احترامِ او واحدِ نیروی برق را «وات» نامگذاری کردند،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید