معنی وارونه

وارونه
معادل ابجد

وارونه در معادل ابجد

وارونه
  • 268
حل جدول

وارونه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

وارونه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باژگونه، باژگونه، برعکس، دمر، سرازیر، سروته، ضد، عکس، وارو، وارون. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

وارونه در فرهنگ معین

  • واژگونه، سرنگون، برعکس، ضد. [خوانش: (ن) (ص.)]
لغت نامه دهخدا

وارونه در لغت نامه دهخدا

  • وارونه. [ن َ / ن ِ] (ص) برگشته. باژگونه. معکوس. مقلوب. (برهان) (آنندراج). وارون. واژگون. (ناظم الاطباء). باژگون. منکوس. منکوساً. واشگونه. باشگونه. واژونه. واژگونه. و رجوع به وارون شود:
    که او را زمانه برآنگونه بود
    همه تنبل دیو وارونه بود.
    فردوسی.
    بزد چنگ وارونه دیو سیاه
    دو تا اندر آورد بالای شاه.
    فردوسی.
    || بدبخت. شوم. نامبارک. (برهان) (آنندراج):
    چرا زادم چو او بی بخت فرزند
    چرا کردم چنین وارونه پیوند.
    (ویس و رامین). توضیح بیشتر ...
  • وارونه. [ن َ] (اِخ) وارونی. وارونا. کهن ترین و عالیمقام ترین خدای نژاد آریا است و آسمان صاف محیط بر عالم به معنی وسیع این واژه میباشد. اسم آسمان در زبان سانسکریت، ودر ریگ ودا (قدیمترین کتب سانسکریت) ابتدا دیااوه بوده که بعدها به وارون یا وارونه تبدیل شده. دیااوه تاکنون نیز به شکل دیااس به معنی آسمان مرئی است و وارونه و معکوساً به اورانس تبدیل شده، که در زبان یونانی به معنی آسمان است. این نامها ما را به دوره بدوی نژاد آریا و زمانی که اسلاف مللی که بعدها اروپا را مسکن خود قرار دادند و در شرف قیام برای مهاجرت از میهن اصلی خود بودند، سیر میدهند هندوان و ایرانیان مسلماً به خدایان متعدد اعتقاد داشتند، ولی ظاهراً برای آسمان تفوق مقامی قائل بودند از این رو به واژه دیااوه و وارونه اغلب کلمه آسوره یعنی بزرگ و ولینعمت را می افزودند و گاهی برای وارونه محسوب میگردید. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

وارونه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

وارونه در فارسی به عربی

  • خلفیا، عکس، معکوس، نقیض
فرهنگ فارسی هوشیار

وارونه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • برگشته، سرنگون، واژونه
واژه پیشنهادی

وارونه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید