معنی واکسن

واکسن
معادل ابجد

واکسن در معادل ابجد

واکسن
  • 137
حل جدول

واکسن در حل جدول

فرهنگ معین

واکسن در فرهنگ معین

  • (سَ) [فر. ] (اِ. ) ماده ای که از میکروب ضعیف شده یک بیماری می گیرند و برای پیش گیری از آن بیماری به بدن انسان یا حیوان اهلی تزریق می کنند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

واکسن در لغت نامه دهخدا

  • واکسن. [س َ] (فرانسوی، اِ) ماده ٔ آبله که از گاو گرفته به انسان تزریق می شود، نیز هر ماده ای که برای تزریق درست کرده می شود. (فرهنگ نظام). مایه. (لغات فرهنگستان). میکروب ضعیف شده یا کشته شده ٔ امراض که به منظور ایجاد مصونیت در بدن انسان یا حیوان نسبت به مرضی مسری - خصوصاًهنگام شیوع آن مرض - با آمپول آن را در عضله تزریق کنند مانند واکسن سیاه سرفه و دیفتری یا زیر پوست تزریق شود چون واکسن وبا و التور یا با ایجاد خراش سطحی روی پوست آن را وارد بدن کنند مانند واکسن آبله. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

واکسن در فرهنگ عمید

  • دارویی حاوی میکروب‌های ضعیف یا کشته‌شدۀ یک بیماری واگیردار که برای پیشگیری از بیماری به بدن تزریق یا به‌صورت خوراکی مصرف می‌شود، مایه،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

واکسن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

واکسن در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

واکسن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ماده آبله که از گاو گرفته به انسان تزریق میشود، نیز هر ماده ای که برای تزریق درست کرده میشود. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

واکسن در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب