معنی ویرانی

ویرانی
معادل ابجد

ویرانی در معادل ابجد

ویرانی
  • 277
حل جدول

ویرانی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ویرانی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انهدام، تخریب، خرابی، هدم،

    (متضاد) آبادانی، عمارت
لغت نامه دهخدا

ویرانی در لغت نامه دهخدا

  • ویرانی. (حامص) حالت و چگونگی ویران. خرابی. بایر بودن. نامسکون بودن. ویران بودن:
    آنکه را خیمه به صحرای قناعت زده اند
    گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست.
    سعدی.
    || (اِ) خراب. ویرانه:
    همه بوم ایران سراسر بگشت
    به آباد و ویرانی اندر گذشت.
    فردوسی.
    بکوشید و ویرانی آباد کرد
    دل زیردستان بدان شاد کرد.
    فردوسی.
    سرا و قصربزرگان طلب تو همچو ربوت
    چو بوم چند گزینی تو جا به ویرانی ؟
    منجیک.
    - امثال:
    آنچه بینند در ویرانی، نگویند در آبادانی. توضیح بیشتر ...
  • ویرانی. (اِخ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان در 15 هزارگزی جنوب خاوری قصبه ٔ اسدآبادبا 1094 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • ویرانی. (اِخ) دهی است از دهستان شاندیز بخش طرقبه ٔ شهرستان مشهد واقع در 12 هزارگزی شمال خاوری طرقبه با 777 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ویرانی در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

ویرانی در فارسی به انگلیسی

  • Demolition, Dereliction, Desolateness, Desolation, Destruction, Dilapidation, Extinction, Rack, Ravage, Violence, Wreck. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

ویرانی در فارسی به عربی

تعبیر خواب

ویرانی در تعبیر خواب

  • دیدن ویرانی، دلیل گمراهی است. اگر درخواب بیند که جای آبادان را خراب کرد، دلیل است در شغل گمراه شود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر درخواب مسجد یا مدرسه یا خانقاه را ویران کرد، دلیل نقصان دین و دنیای او بود. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

ویرانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خرابی بایربودن: بسلطانی نشان مهرش اگر آباد خواهی دل که بی والی چوب اشد ملک رود آرد به ویرانی. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

ویرانی در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید