معنی پاداش

پاداش
معادل ابجد

پاداش در معادل ابجد

پاداش
  • 308
حل جدول

پاداش در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پاداش در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اجرت، اجر، انعام، بادافراه، بخشش، ثواب، جایزه، جزا، دسترنج، صله، عطیه، مزد، مکافات، نتیجه، کابین، مهر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پاداش در فرهنگ معین

  • جزا و کیفر، چه خوب چه بد، مهر، کابین. [خوانش: [په. ] (اِمص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پاداش در لغت نامه دهخدا

  • پاداش. (اِ) (از پهلوی پات دَهِشن، مطلق جزا و مکافات. مرکب از دو جزء پات، از اصل پئیتی + دَهِشن) پاداشن. پاداشت. مطلق مکافات و جزا اعم از خیر و شر. مکافات است مطلقاًخواه جزا و مکافات نیکی باشد و خواه بدی. (برهان). داشن. دین. مکافات. جزا. عوض. سزا. معارضه. (تاج المصادر بیهقی). قرض. (تاج المصادر بیهقی):
    بدان رنج پاداش بند آمده ست
    پس از بند بیم گزند آمده ست.
    فردوسی.
    چو پاداش او باشد آویختن
    نبینیم جز روی بگریختن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پاداش در فرهنگ عمید

  • مزد،
    سزای عمل، خواه نیک خواه بد، سزا، جزا: درستش شد که هرچ او کرد بد کرد / پدر پاداش او بر جای خود کرد (نظامی۲: ۱۲۶)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پاداش در فارسی به انگلیسی

  • Bonus, Commendation, Consideration, Dividend, Gratuity, Justice, Quittance, Recompense, Remuneration, Requital, Return, Reward, Wage. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

پاداش در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پاداش در فارسی به عربی

  • اجر، تزکیه، ظهر، غش، مکافأه، منحه، أجْرٌ
نام های ایرانی

پاداش در نام های ایرانی

  • پسرانه، جزا، اجر کار خوب، مکافات نیکی (نگارش کردی: پاداش)
گویش مازندرانی

پاداش در گویش مازندرانی

  • نوعی چرم چرمی ویژه ی دوخت و دوز کفش
فرهنگ فارسی هوشیار

پاداش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جزا، مکافات، سزا، قرض، اجر، ثواب، اجرت، مزد، عوض
فارسی به ایتالیایی

پاداش در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پاداش در فارسی به آلمانی

  • Gebu. hr [noun], Ru. cken, Rücken (m), Unterstützen, Wieder, Zuru. ck, Zurück, Gratifikation (f), Heu (n). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید