معنی پارو

پارو
معادل ابجد

پارو در معادل ابجد

پارو
  • 209
حل جدول

پارو در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پارو در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • برف‌افکن، برف‌روب، پاروب
فرهنگ معین

پارو در فرهنگ معین

  • آلتی چوبی (مانند بیل) که با آن برف را از پشت بام یا پیاده روها می روبند، ابزاری برای راندن قایق (بدون موتور). [خوانش: (اِ. ) = پاروب: ]. توضیح بیشتر ...
  • (رُ) (ص.) (عا.) پیر زال، زن پیر.
لغت نامه دهخدا

پارو در لغت نامه دهخدا

  • پارو. (اِ) بیل مانندی باشد از چوب که بدان برف روبند. (برهان). آلتی چوبین که بدان برف و سرگین روبند. بیل چوبین. پاپروب. (محمود بن عمر ربنجنی). برف افکن.
    - پاروی کشتی، آلتی چوبین که قایق رانان بدان آب رود یا دریا بشورانند. خَله. فیَه. بیل. مِجدَف. مجذف. مجداف. مجذاف.
    || (در پشت حیوان)، کت. استخوان کت. کتف. هُوَینه. استخوان شانه که با آن کت بینان فال گیرند. || در تداول نانوایان، آلتی چوبین که دسته ٔ دراز و سری پهن دارد و بر آن خمیر را پهن کنند. توضیح بیشتر ...
  • پارو. (اِخ) رودی به آمریکای جنوبی در کشور برزیل (ایالت گرائوپارا) که به رود آمازون می پیوندد و آبشارهائی دارد. و طول آن تقریباً 975 هزارگز است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پارو در فرهنگ عمید


  • ۱. آلتی شبیه بیل که با آن برف یا چیز دیگر را از روی زمین می‌روبند، بیل چوبی،
    آلتی که در قایق‌های پارویی به‌وسیلۀ آن قایق را می‌رانند،
    * پارو کردن: (مصدر متعدی) روبیدن برف یا چیز دیگر از روی زمین به‌وسیلۀ پارو،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پارو در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

پارو در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پارو در فارسی به عربی

گویش مازندرانی

پارو در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

پارو در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آلتی چوبین که با آن برف می روبند
فارسی به ایتالیایی

پارو در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پارو در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید