معنی پاریس

پاریس
معادل ابجد

پاریس در معادل ابجد

پاریس
  • 273
حل جدول

پاریس در حل جدول

  • پایتخت کشور فرانسه
  • عروس شهرهای جهان
لغت نامه دهخدا

پاریس در لغت نامه دهخدا

  • پاریس. (اِخ) شهر معروف و پایتخت کشور فرانسه بر ساحل رود سِن بفاصله ٔ قلیلی از ملتقای سِن با مارن، کرسی ایالت سِن و مرکز حکومت فرانسه و اسقف نشین آن. دارای دیوان کشور و انستیتو. ادارات و وزارتخانه های فرانسه در آنجا متمرکز است و مرکز تلاقی کلیه ٔ راه آهنها و خطوط تلگرافی کشور میباشد و بواسطه ٔ قلاع اطراف در نوع خود بی نظیر است. موزه های هنرهای متنوعه و علوم و فنون، دانشکده ها و مدارس عالیه، کتابخانه ها و اداره ٔ ضبط اسناد عمومی، بانک فرانسه، بانک رهنی و استقراضی و دیگر مؤسسات عمومی بدانجاست. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) پسر دوم پریام و هِکُوب شوهر ادنون و فریبنده ٔ هِلن زن مِه نِه لاس و بنابر اساطیر یونانی اوست که سیب نفاق را به وِنوس دادو موجب کینه ٔ ژونون و می نرو نسبت به شهر تروا شد. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) (پُلَن) محقق فرانسوی که تتبعات او در ادبیات قرون وسطی فرانسه مایه ٔ شهرت او شده است مولد بسال 1800م. / 1214 هَ. ق. و وفات در سنه ٔ 1881م. / 1295 هَ. ق. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) فرانسوا دُ. کشیش ژانسنیست (پیرو ژان سینوس) که با اعمال عجیب وخارق العاده ای که کنوولسیونرها بر مزار او در قبرستان سن مِنار انجام می کردند شهرت یافته است. مولد بسال 1690م. 1017/ هَ. ق. و وفات در 1727م. 1139/ هَ. ق. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) فرانسوا ادمُن. امیرالبحر و دانشمند فرانسوی. مولد بسال 1806م. / 1220هَ. ق. در برِست و وفات در 1893م. / 1310 هَ. ق. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) گاستون. پسر پُلَن پاریس دانشمند فقه اللغه که او را نیز مانند پدر آثار مهمی در باب شعر قرون وسطی است. مولد در آوِنَه بسال 1839م. 1254/ هَ. ق. و وفات در 1903م. 1320/ هَ. ق. توضیح بیشتر ...
  • پاریس. (اِخ) ماتی یو. کشیش انگلیسی از پیروان سن بنوا. وی مؤلف «وقایعنامه ٔ بزرگ انگلستان » است. وفات بسال 1259م. / 656 هَ. ق. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پاریس در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید