معنی پالیز

پالیز
معادل ابجد

پالیز در معادل ابجد

پالیز
  • 50
حل جدول

پالیز در حل جدول

  • بوستان و کشتزار
  • کشتزار صیفی جات
مترادف و متضاد زبان فارسی

پالیز در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باغ، بستان، پالیززار، جالیز، صیفی‌کاری، فالیز، کشتزار، لته، مزرعه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پالیز در فرهنگ معین

  • باغ، بوستان، کشتزار، زمینی که در آن خربزه، خیار و مانند آن بکارند. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پالیز در لغت نامه دهخدا

  • پالیز. (اِ) فالیز. جالیز. باغ. بوستان. گلستان:
    بپالیز چون برکشد سرو شاخ
    سر تاج خسرو برآید ز کاخ.
    فردوسی.
    یکی شارسان گردش اندر فراخ
    پر ایوان و میدان و پالیز و کاخ.
    فردوسی.
    بدو گفت گوینده کای شهریار
    بپالیز گل نیست بی رنج خار.
    فردوسی.
    ستاره بریشان بنالد همی
    بپالیز گلبن ببالد همی.
    فردوسی.
    که گم شد ز پالیز سرو سهی
    پراکنده شد تخت شاهنشهی.
    فردوسی.
    پراکنده شد در جهان آگهی
    که گم شد ز پالیز سرو سهی.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پالیز در فرهنگ عمید

  • باغ، بوستان، پالیزگاه: به پالیز بلبل بنالد همی / گل از نالهٴ او ببالد همی (فردوسی۴: ۱۵۸۵)،
    کشتزار،
    زمینی که در آن خیار، خربزه، هندوانه، و امثال آن‌ها کاشته باشند، باغتره،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پالیز در فارسی به انگلیسی

نام های ایرانی

پالیز در نام های ایرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

پالیز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) باغ بوستان جالیز فالیز گلستان، کشتزار مزرعه، آنجایها که هندوانه و خربزه و گرمک و طالبی و کدو و خیار و چغندر و امثال آن کارند مزارع صیفی کاری: خربزه زار خیار زار کدوزار هندوانه زار تره زار. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید