معنی پاکدامن

پاکدامن
معادل ابجد

پاکدامن در معادل ابجد

پاکدامن
  • 118
حل جدول

پاکدامن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پاکدامن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باتقوا، بانجابت، پارسا، پاک‌جامه، طاهره، طاهر، عفیف، متقی، معصوم، نجیب،
    (متضاد) بی‌عفاف، ناپاکدامن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پاکدامن در لغت نامه دهخدا

  • پاکدامن. [م َ] (ص مرکب) عفیف. عفیفه. باعفاف. پاک. خشک دامن. پاکجامه:
    یکی پاکدامن که آهسته تر
    نکوتر بدیدار و شایسته تر.
    فردوسی.
    زن پاکدامن به پرسنده گفت
    که شویست و هم کودک اندر نهفت.
    فردوسی.
    جوان گفت و آن پاکدامن شنید
    ز گفتار او خامشی برگزید.
    فردوسی.
    سوی کردیه نامه ای بد جدا
    که ای پاکدامن زن پارسا.
    فردوسی.
    پاکدامن چون زید بیچاره ای
    اوفتاده تا گریبان در وحل.
    سعدی (گلستان).
    در حق من بدرد کشی ظن ّ بد مبر
    کآلوده گشت خرقه ولی پاکدامنم. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پاکدامن در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

پاکدامن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

پاکدامن در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب