معنی پروا

پروا
معادل ابجد

پروا در معادل ابجد

پروا
  • 209
حل جدول

پروا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پروا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باک، بیم، ترس، جبن، خوف، دهشت، رعب، محابا، مهابت، وحشت، هراس، هول، احتیاط، محابا، ملاحظه، اعتنا، التفات، توجه، میل، آهنگ، عزم، قصد، اشتیاق، رغبت، میل، هوا، هوس، تاب، تحمل، توان، طاقت، یارا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پروا در فرهنگ معین

  • بیم، هراس، تاب، توان، آهنگ، عزم، میل، رغبت، توجه، التفات. [خوانش: (پَ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پروا در لغت نامه دهخدا

  • پروا. [پ َرْ] (اِ) محابا. باک. رهب. روع. مخافت. فَزَع. مهابت. بیم. ترس. هراس. رعب. خوف. جبن. وَجل:
    جوان و شوخ و فراموشکار و ناپرواست
    زمان زمان ز من خسته اش که یاد دهد.
    امیرخسرو.
    سرّ این نکته مگر شمع برآرد بزبان
    ورنه پروانه ندارد بسخن پروائی.
    حافظ.
    نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
    آب دریا در مذاق ماهی دریا خوشست.
    صائب.
    داد ما آن شوخ بی پروا نداد
    بس که بی پرواست داد ما نداد.
    نیست پروای عدم دل زده ٔ هستی را
    از قفس مرغ به هرجا که رود بستان است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پروا در فرهنگ عمید

  • بیم، ترس،
    [قدیمی، مجاز] توجه، اعتنا،
    [قدیمی] میل، رغبت،
    [قدیمی] طاقت، شکیبایی،
    [قدیمی] صبروقرار، آرام،
    * پروا داشتن: (مصدر لازم)
    باک داشتن، ترس داشتن،
    [قدیمی] میل‌ورغبت داشتن،
    [قدیمی، مجاز] التفات و توجه داشتن: سرّ این نکته مگر شمع برآرد به زبان / ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی (حافظ:۹۷۸)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پروا در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

پروا در فارسی به عربی

نام های ایرانی

پروا در نام های ایرانی

  • دخترانه، ملاحظه، فرصت و زمان پرداختن به کاری، فراغت و آسایش، توجه. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

پروا در گویش مازندرانی

  • ترس، توجه، جرأت، شرم
فرهنگ فارسی هوشیار

پروا در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ پهلوی

پروا در فرهنگ پهلوی

  • بیم، فرستاده حسرو پرویز
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید