معنی پرویز

پرویز
معادل ابجد

پرویز در معادل ابجد

پرویز
  • 225
حل جدول

پرویز در حل جدول

  • فیلمی از مجید برزگر
فرهنگ معین

پرویز در فرهنگ معین

  • (پَ) (اِ. ص.) پیروز، فاتح.
لغت نامه دهخدا

پرویز در لغت نامه دهخدا

  • پرویز. [پ َرْ] (ص، اِ) اصل آن ابهرویز است بمعنی پیروز و مظفر. معرب آن اَبَرویز و ابرواز. فاتح. منصور. و رجوع به پروز شود. || مخفف پرویزن. غربال. رجوع به خاک پرویز شود. مؤلف فرهنگ جهانگیری گوید: پرویز. هفت معنی دارد اول: صاحب کامل التواریخ این لفظ را به مظفر تعبیر کرده. دوم: مصنف مفاتیح العلوم خسرو پرویز را به ملک عزیز تفسیر کرده هرگاه خسرو ملک باشد پرویز بمعنی عزیز تواند بود. سیم: جامع تاریخ مجمعالانساب آورده که خسرو را بدان سبب پرویز گفتندی که ماهی دوست داشتی چه به لغت پهلوی ماهی را پرویز گویند. توضیح بیشتر ...
  • پرویز. [پ َرْ] (اِخ) لقب خسرو دوم بیست و سومین پادشاه ساسانی است. پرویز در اصل ابهرویز بمعنی پیروز و مظفر باشد. در ترجمه ٔ طبری بلعمی آمده است: «هرمز را پسری بود پرویز نام و او را ولیعهد کرده بود و ملک ازپس خویش بدو داده بود بهرام و آن سپاه که با وی بودند از هرمز بیزار شدند و او را به بلخ اندر خلع کردندو بهرام سپاه برگرفت از بلخ و به ری آمد و هرمز تدبیر کرد که پرویز را با سپاه بسیار بجنگ بهرام فرستد بهرام خواست که میان پرویز و هرمز بد گوید [ظ: کند] بفرمود سپاه را تا دعوی کردند و خبر افکندند که مارا ملک پرویز است و از هرمز بیزاریم و مردم [ظ: مردی] را بفرمود از سرهنگان بزرگ که سپاه او را نشناختند، غریب، تا سوی بهرام آمد که من رسول پرویزم ترا چنین میفرماید مرا بیعت کن با همه ٔ سپاه که با تواندو هرمز پدرم را خلع کن و پرویز خود از این آگاه نبود هر روز بوقت بار دادن خاص و عام بانگ کردند که کجاست آنکه رسول کسری پرویز است او را بیارید و بفرمود تا به ری اندر صدهزار درم بزدند و پیکر پرویز بدان نقش کردند و بوقت ملوک عجم رسم چنان بودی که به یکروی درم پیکر ملک را نقش کردندی چنانکه اکنون نام ملک نقش همی کنند و دیگر روی نام خدای تعالی مینویسند و یکسوی نام پیغمبر و دیگر سوی نام خلفا و بوقت ملوک عجم هر دو روی درم پیکر ملک نگاشتندی از یک سوی ملک بر تخت نشسته و نیزه بر دست (؟). توضیح بیشتر ...
  • پرویز. [پ َرْ] (اِخ) نام فرزند اصغر احمدشاه دُرّانی. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه صص 117-118). توضیح بیشتر ...
  • پرویز. [پ َرْ] (اِخ) سلطان. مؤلف قاموس الاعلام گوید پسر جهانگیر از ملوک تیموریه ٔ دهلی هندوستان. وی در سال 1025 هَ. ق. برپدر عصیان آورد و دستگیر شد و به امر جهانگیر برادربزرگ او میرزاشاه جهان وی را به دکن برده بدانجا بکشتند. او را طبع شعر نیز بوده است و بیت ذیل ازوست:
    خونم بجرم دوستی خویش ریختی
    این خون بیک حساب به صد خون برابر است. توضیح بیشتر ...
  • پرویز. [پ َرْ] (اِخ) (مولی. ) رومی. متوفی به سال 987 هَ. ق. او راست ترجمه هیئت مولی علی قوشچی از فارسی بترکی در سال 987 هَ. ق. برای ابراهیم پاشا. و نیز او راست رساله فی الولاء و تلخیص تلخیص المفتاح و شرح آن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پرویز در فرهنگ عمید

نام های ایرانی

پرویز در نام های ایرانی

  • پسرانه، پیروز، لقب خسرو دوم، پادشاه ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه، نام خسرو دوم پادشاه ساسانی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

پرویز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • اصل آن ابهرویز بمعنی پیروز و مظفر
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید