معنی پریدن

پریدن
معادل ابجد

پریدن در معادل ابجد

پریدن
  • 266
حل جدول

پریدن در حل جدول

فرهنگ معین

پریدن در فرهنگ معین

  • پرواز کردن، برجستن و سوار شدن، جهیدن، تبخیر شدن. [خوانش: (پَ دَ) (مص ل. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پریدن در لغت نامه دهخدا

  • پریدن. [پ َ دَ] (مص) با پر سوی هوا اوج گرفتن و مسافت پیمودن. حرکت کردن صاحبان بال در هوا با بالهای خویش. برپریدن. پرواز کردن. طیران کردن. طیرورت. طیر. استطاره. خفوق. تَمرﱡص. و رجوع به پریدن شود:
    آن زاغ را نگه کن چون پرد
    مانند یکی قیرگون چلیپا.
    عماره.
    اگر بازی اندر چکک کم نگر
    وگر باشه ای سوی بطان مپر.
    ابوشکور.
    ای غوک چنگلوک چو پژمرده برگ کوک
    خواهی که چون چکوک بپری سوی هوا.
    لبیبی (از لغت نامه ٔ اسدی).
    ای خسرو مبارک یارا کجا بود
    جائی که باز باشد پرید ماغ را. توضیح بیشتر ...
  • پریدن. [پ ُ دَ] (مص) پرشدن. امتلاء. مملو شدن. انباشته شدن:
    تو خود را گمان برده ای پرخرد
    انائی که پر شد دگر کی پرد.
    سعدی (بوستان).
    دعدعه، جنبانیدن پیمانه تا بیشتر پرد. (صراج اللغه). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پریدن در فرهنگ عمید

  • پرواز کردن،
    بال‌وپر زدن پرندگان در هوا،
    جهیدن،
    [عامیانه] جستن از جا به‌طور ناگهانی،
    بخار شدن و به هوا رفتن جسم فرّار از قبیل الکل، بنزین، و آمونیاک،. توضیح بیشتر ...
  • پُر شدن، انباشته شدن،
فارسی به انگلیسی

پریدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

پریدن در فارسی به ترکی

  • atlamak, rengi atmak, benzi kaçmak, solmak, uçmak, seğrimek
فارسی به عربی

پریدن در فارسی به عربی

  • ارجاع، بوب، تدفق، ربیع، سقطه، قرصه، قفزه، مدفن، ورک
فرهنگ فارسی هوشیار

پریدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) (پرید پرد خواهد پرید بپر پرنده پران پریده پرش) با پر سوی هوا اوج گرفتن و در هوا حرکت کردن بر پریدن پرواز کردن طیران کردن طیر، برجستن و سوار شدن: (سوار و پیادگان قلعت بر اسبان پریدند و بیک ساعت جماعتی از ایشان بگرفتند. ) (بیهقی) -3 حمله کردن برجستن وثوب، جهیدن: پرید بالا، تند دویدن، شکستن جدا شدن: لب کاسه پرید، تبخیر شدن متصاعد شدن:الکل چراغ پرید. یا از انتها تا آغاز پریدن. از آخر باول پرواز کردن، از جهان تن بعالم جان سفر کردن از عالم ماده بعالم روحانی رفتن سیر من الخلق الی الحق: (ای دریغا مرغ خوش پرواز من ز انتها پریده تا آغاز من. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

پریدن در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پریدن در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب