معنی پریشان شدن

پریشان شدن
معادل ابجد

پریشان شدن در معادل ابجد

پریشان شدن
  • 917
حل جدول

پریشان شدن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

پریشان شدن در لغت نامه دهخدا

  • پریشان شدن. [پ َ ش ُ دَ] (مص مرکب) پراکنده گشتن. متفرق و متشتت شدن. تقسﱡم. تَفَّرق. افشان شدن. بباد داده شدن. تذعذع. تَبَدﱡد. تَحَتْرُف. برقَشَه. اصداع. تصدّع:
    مگر که نار کفیده است چشم دشمن تو
    کز او مدام پریشان شده ست دانه ٔ نار.
    فرخی.
    حکیما ز بهر تو شد در طبایع
    جواهر نه از بهر ایشان پریشان.
    ناصرخسرو.
    || تنگدست و گدا شدن. بدبخت شدن. مضطرب شدن. التدام. || مضطرب شدن. لمط. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پریشان شدن در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

پریشان شدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) پراگنده شدن افشان شدن بباد تفرق داده شدن متفرق و متشتت شدن تقسم تفرق، تنگدست شدن گداشدن بدبخت شدن مضطر شدن، مضطرب شدن. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب