معنی پشت کردن

پشت کردن
معادل ابجد

پشت کردن در معادل ابجد

پشت کردن
  • 976
حل جدول

پشت کردن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پشت کردن در مترادف و متضاد زبان فارسی

لغت نامه دهخدا

پشت کردن در لغت نامه دهخدا

  • پشت کردن. [پ ُ ک َ دَ] (مص مرکب) ادبار (مقابل رو آوردن، اقبال). استدبار. روی برگردانیدن. روی تافتن. رو برتافتن. رو تابیدن. تَولی. || گریختن (از جنگ دشمن). بهزیمت رفتن. فرار کردن. || تکیه کردن. اتکاء. اتکال. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

پشت کردن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • روی بر گردانیدن، گریختن، فرار کردن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید