معنی پشیز

پشیز
معادل ابجد

پشیز در معادل ابجد

پشیز
  • 319
حل جدول

پشیز در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پشیز در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اندک، پاپاسی، پشیزه، پول‌خرد، پول‌سیاه، دینار، شاهی، عباسی، غاز، فلس، قاز، مبلغ‌ناچیز. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پشیز در فرهنگ معین

  • پول فلزی کم بها، خردترین سکه عهد ساسانیان، بشیز، سکه قلب، فلس ماهی، پولک. [خوانش: (پَ) [په. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پشیز در لغت نامه دهخدا

  • پشیز. [پ َ] (اِ) سکه ٔ مسین ساسانیان. || شصت یک درم است: و همچنان عادت مردمان بر این رفت تا درم را به شصت پشیز کردند. (التفهیم بیرونی). || پول ریزه ٔ نازک بسیارتنک رایج را گویند. (برهان قاطع). پولی باشد که از مس زنند و خرج کنند و بعضی گویند درم برنجین بود و چیزی که بجای درم ستانند. درم برنجین. (نسخه ای از لغت نامه ٔ اسدی). چیزی باشد که بجای درم رود. (لغت نامه ٔ اسدی). درم بد مسین بود بی قیمت. (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پشیز در فرهنگ عمید

  • پولک، فلس،
    پول خُرد فلزی کم‌ارزش، پول سیاه. [قدیمی]
    سکۀ مسین کم‌ارزش که در زمان ساسانیان رایج بوده: سخن تا نگویی به دینار مانی / ولیکن چو گفتی پشیزی مسینی (ناصرخسرو: ۱۷)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پشیز در فارسی به انگلیسی

  • Bauble, Dust, Fig, Sou, Straw, Toy, Trifle, Truck, Trumpery
فرهنگ فارسی هوشیار

پشیز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) پول کوچک مسین یا برنجین کم بها پول ریزه نازک بسیار تنک رایج قاز پاپاسی پشیزه پشی جندک تسو طسوج، سکه مسین ساسانیان. -3 فلس که شست تای آن یکدرم بوده است. -4 سکه قلب، فلس ماهی پولک ماهی. -6 گلها از زر و سیم که برای زینت بر دوال کمر دوزند نوپلکهای چرم که بدامن چادر دوزند و بند از آن گذرانند. یا به پشیزی نیرزیدن. سخت بی ارج و قدر بودن سخت ناچیز بودن. یا پشیز از دینار ندانستن. قوه تمیز و تشخیص نیک از بد و صحیح از سقیم ندانستن. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه