معنی پنهان

پنهان
معادل ابجد

پنهان در معادل ابجد

پنهان
  • 108
حل جدول

پنهان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پنهان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باطن، پوشیده، خفا، خفی، غیب، قایم، کتم، محجب، مختفی، مخفی، مستتر، مستور، مضمر، مکتوم، مکنون، ناپیدا، نامرئی، نهان، نهفته، متواری،
    (متضاد) آشکار، علنی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پنهان در فرهنگ معین

  • (ق.) ناپیدا، پوشیده، (اِ.) راز، سرّ. [خوانش: (پِ) [په.]]
لغت نامه دهخدا

پنهان در لغت نامه دهخدا

  • پنهان. [پ َ / پ ِ] (ص، ق) مخفی. پوشیده. راز. نهان. خافی. خافیه. خفاء. خفی ّ. مُدَغمر. خفوه. دفینه. مستور. باطن. نهفته. دفین. مدفون. مُدَخِمس. (منتهی الارب). مَخبوّ. مُختفی. نامرئی. متواری. مکتوم. کتیم. در خِفاء. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پنهان در فرهنگ عمید

  • ناپیدا، پوشیده، نهفته، مخفی: گناه کردن پنهان بِه از عبادت فاش / اگر خدای‌پرستی هواپرست مباش (سعدی۲: ۴۶۳)،
    * پنهان داشتن: (مصدر متعدی) = * پنهان کردن
    * پنهان ساختن: (مصدر متعدی) = * پنهان کردن
    * پنهان شدن: (مصدر لازم) نهان گشتن، نهفته شدن، مخفی شدن: مور و ماهی را بر خاک و به دریا در / نیست پنهان شدن از وی به شب تاری (ناصرخسرو: ۷۵)،
    * پنهان کردن: (مصدر متعدی) نهان کردن، نهفتن،
    * پنهان گردیدن: (مصدر لازم) = * پنهان شدن
    * پنهان گشتن: (مصدر لازم) = * پنهان شدن
    * پنهان ماندن: (مصدر لازم) نهفته ماندن، پوشیده ماندن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پنهان در فارسی به انگلیسی

  • Arcane, Blind, Close, Covert, Dark, Doggo, Hidden, Latent, Occult, Secluded, Secret, Slinky, Snug, Stealthy, Subterranean, Veiled. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

پنهان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پنهان در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

پنهان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مخفی، پوشیده، نهان، خفاء
فارسی به ایتالیایی

پنهان در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پنهان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید