معنی پوشیده

پوشیده
معادل ابجد

پوشیده در معادل ابجد

پوشیده
  • 327
حل جدول

پوشیده در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پوشیده در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • محجب، محجوب، مستور، ملبس، راز، غیب، مستور، مستتر، مضمر، ملبس، ناآشکار، کتم، مبهم، مجهول، مشکل، مکتوم، پنهان، مختفی، مخفی، مکنون، ناپدید، نهان، نهفته، مسقف،
    (متضاد) آشکار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پوشیده در فرهنگ معین

  • جامه به بر کرده، مستور، محجوب، پنهان، نهفته. [خوانش: (دِ) (ص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پوشیده در لغت نامه دهخدا

  • پوشیده. [دَ / دِ] (ن مف) بتن کرده. ملبس شده. مغطی. ملبس. بالباس. مقابل برهنه: و اندر این شهر [حران، مستقر ملوک سودان] مردان و زنان پوشیده اند و کودک تا ریش برآرد برهنه باشد. (حدود العالم).
    زمین گاه پوشیده زو گه برهنه
    شجر زو گهی مفلس وگه توانگر.
    ناصرخسرو.
    پوشیده کسی بینی فردای قیامت
    کامروز برهنه است و برو عاریتی نیست.
    سعدی.
    شکوفه گاه شکفته است و گاه خوشیده
    درخت گاه برهنه است و گاه پوشیده.
    (گلستان).
    عزیزان پوشیده از چشم خلق
    نه زنارداران پوشیده دلق. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پوشیده در فرهنگ عمید

  • نهفته، پنهان: درد دل پوشیده بهتر تا جگر پرخون شود / به که با دشمن نمایی حال زار خویش را (سعدی۲: ۳۱۲)،
    درپرده،
    دربرشده،
    * پوشیده داشتن: (مصدر متعدی) پنهان داشتن، پنهان کردن، نهفتن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پوشیده در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

پوشیده در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

پوشیده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) (صفت) جامه ببر کرده ملبس شده، مستورمحجوب. ‎-3 پنهاننهفته، مخفیانه بطور خفا. ‎-5 (صفت) پوشانیدننهان کرده. -6 مشکل مبهم. ‎ -7 (اسم) خلعت. -8 دام صیاد. ‎ -9 دخترزنپردگی مستوره. -10 (صفت) مسقفظسمانه دار. ‎ -11 آهسته یواش. یا پوشیده بودن. ‎-1 جامه در برداشتن. ‎-2 مستور بود مقابل برهنه بودن، آشکارا نبودن مخفی بودن. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

پوشیده در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

پوشیده در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید