معنی پیرایه

پیرایه
معادل ابجد

پیرایه در معادل ابجد

پیرایه
  • 228
حل جدول

پیرایه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پیرایه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آرایش، بزک، حلیه، زینت، زیور، پیرایش
فرهنگ معین

پیرایه در فرهنگ معین

  • (یِ) (اِ.) زیور، زینت.
لغت نامه دهخدا

پیرایه در لغت نامه دهخدا

  • پیرایه. [را ی َ / ی ِ] (اِمص) آرایش و زیور باشد از طرف نقصان همچون سرتراشیدن و اصلاح کردن و شاخهای زیادتی درخت را بریدن. (برهان). || (اِ) پیراهه. (شرفنامه). حلی. حلیه. (دهار). تهویل. سنیح. (منتهی الارب). زینت وآرایش زنان. (صحاح الفرس). آنچه زرگران برای زینت زنان سازند از خلخال و دست برنجن و طوق و یاره و گردن بند و بازوبند و امثال آن. زیب. زینت. زیور. آرایش: و مرده را [مردم روس] با هرچه با خویشتن دارد از جامه و پیرایه بگور فرونهند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پیرایه در فرهنگ عمید

  • زیب، زینت، زیور، آرایش: حریف ‌مجلس ما خود همیشه دل ‌می‌برد / علی‌الخصوص که پیرایه‌ای بر او بستند (سعدی۲: ۴۱۹)، ز دانش چو جان تو را مایه نیست / بِه از خامشی هیچ پیرایه نیست (فردوسی: ۷/۱۸۰)،
    [قدیمی] تهمت، افترا،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پیرایه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

پیرایه در فارسی به عربی

تعبیر خواب

پیرایه در تعبیر خواب

  • پیرایه در خواب، دلیل بر مال و زینت زنان و کنیزان کند، بر قدر و قیمت پیرایه که دیده است. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند پیرایه وی اراسته است و به جواهر پوشیده است، دلیل که به قدر آن او را مال حلال حاصل شود. اگر بیند پیرایه او ضایع شد، دلیل که او را غم و اندوه رسد. اگر بیند پیرایه زنان داشت، دلیل که غمگین شود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

پیرایه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آرایش وزیور، تهمت وافترا
فرهنگ پهلوی

پیرایه در فرهنگ پهلوی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید