معنی چراگاه

چراگاه
معادل ابجد

چراگاه در معادل ابجد

چراگاه
  • 230
حل جدول

چراگاه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

چراگاه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • باده، چراخور، چراگه، چرام، چرامین، علف‌چرا، راود، علفزار، کشتزار، کنام، مرتع، مرغ، مرغزار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

چراگاه در فرهنگ معین

  • (چَ) (اِمر.) جای چریدن حیوانات علفخوار.
لغت نامه دهخدا

چراگاه در لغت نامه دهخدا

  • چراگاه. [چ َ] (اِمرکب) مرتع. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). جای چریدن ستور. (ناظم الاطباء). دیولاخ. (حبیش تفلیسی). علفزار. (ناظم الاطباء). چراستان. (محمودبن عمر ربنجنی). مرعی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). جائی که چارپایان علف خوار چرا کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

چراگاه در فرهنگ عمید

  • هر‌ زمینی که دارای آب و علف باشد و حیوانات علف‌خوار را در آنجا بچرانند، جای چریدن حیوانات علف‌خوار، علفزار، مرتع، چرا‌جای، چرازار، چراخوار، چراخور، چرام، چرامین،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

چراگاه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

چراگاه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

چراگاه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

چراگاه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جای چریدن حیوانات علفخوار
واژه پیشنهادی

چراگاه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید