معنی کارآگاه

کارآگاه
معادل ابجد

کارآگاه در معادل ابجد

کارآگاه
  • 248
حل جدول

کارآگاه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کارآگاه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بازرس، جاسوس، مفتش، منهی، باخبر، مطلع
فرهنگ معین

کارآگاه در فرهنگ معین

  • مخبر، جاسوس، پلیسی که لباس شخصی به تن می کند. [خوانش: (ص مر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کارآگاه در لغت نامه دهخدا

  • کارآگاه. (ص مرکب) کارآگه. منهی باشد که اخبار باز رساند. (صحاح الفرس). کسی را گویند که از حقیقت کار آگاه و باخبر باشد و مردم صاحب فراست و منهی را نیز گویند یعنی مردمی که اخبار باطراف برسانند و قاصد و جاسوس رانیز گفته اند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کارآگاه در فرهنگ عمید

  • کسی که از حقیقت و چگونگی کاری و امری باخبر است،
    (اسم) کارمند ادارۀ آگاهی، پلیس مخفی،
    (اسم) [مجاز] جاسوس،
    (اسم) [قدیمی] منجم،
    [قدیمی] خبردهنده،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کارآگاه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

کارآگاه در فارسی به ترکی

تعبیر خواب

کارآگاه در تعبیر خواب

  • اگر خواب ببینید کارآگاهی از شما بازجویی می کند و نسبت به اتهاماتی که به شما می زند بی گناه اید، دلالت بر آن دارد که روز به روز بر ثروت و افتخارات شما افزوده می شود. اما اگر در خواب احساس کنید بی گناه نیستید، دلالت بر آن دارد که آبروی شما به خطر می افتد و دوستان به شما پشت می کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

کارآگاه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • هوشیار و آگاه از کار، خبره، پلیس مخفی، بازرس، پلیس خفیه
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید