معنی کارزار

کارزار
معادل ابجد

کارزار در معادل ابجد

کارزار
  • 429
حل جدول

کارزار در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کارزار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آرزم، پرخاش، پیکار، جنگ، حرب، دعوا، رزم، محاربه، مقاتله، نبرد، وغا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

کارزار در فرهنگ معین

  • [په.] (اِ.) جنگ، جدال، نبرد.
لغت نامه دهخدا

کارزار در لغت نامه دهخدا

  • کارزار. (اِ مرکب) میدان جنگ. (ناظم الاطباء). || جنگ و جدال. (جهانگیری) (برهان). جنگ و مقابله چرا که آن محل کثرت کار و حرکات مردم است. (غیاث).
    بمعنی جنگ و در اصل مرکب از کار که بمعنی جنگ است و زار که افاده ٔ انبوهی کند مانند مرغزار و لاله زار یعنی انبوهی جنگ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کارزار در فرهنگ عمید

  • جنگ‌وجدال، پیکار، نبرد: همی‌ تا برآید به تدبیر کار / مدارای دشمن بِه از کارزار (سعدی۱: ۷۳)،
    میدان جنگ،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کارزار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

کارزار در فارسی به عربی

تعبیر خواب

کارزار در تعبیر خواب

  • دیدن کارزار در خواب، دلیل طاعون است. اگر بیند در کارزار دشمن را قهر نمود، دلیل که از علتِ طاعون برهد. اگر بیند دشمن بر وی غالب شد، دلیل که در آن علت بماند. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

کارزار در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

کارزار در فارسی به آلمانی

  • Kampf (m), Kämpfen, Raufen, Sich schlagen, Streiten, Wehren
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید